احمد بن حسين بن على كاتب

208

تاريخ جديد يزد ( فارسى )

حاجى حسين محاربهء مردانه مىكرد . شاهزاده چون چنان ديد بر مركب سوار شد و تيغ آبدار بركشيد و نعره زد و حمله كرد و لشكر حاجى حسين منهزم گردانيد و حاجى حسين روى به هزيمت نهاد و به جانب همدان رفت . چون به دروازه رسيد حصار در بسته ديد و خلايق برو خروج كرده بودند . جمعى كه به ايلغار از عقب او رفته بودند دررسيدند و او را پياده كردند و دست‌بسته « 1 » [ 267 ] پيش شاهزاده آوردند و به عم‌ّزادگان / 233 / دادند تا به قصاص خون پدر او را به قتل آوردند « 2 » و اموال تصرّف كردند . و چون شاهزاده را اين فتح روى نمود و همدان را در حوزهء تصرف آورد باز از دامن الوندكوه عزم قلاع امير كيومرث كرد و ايلچى روانه گردانيد . كيومرث قلاع خود مستحكم گردانيد و خيال محال در دماغ آورد . چون شاهزاده خبر يافت لشكر روانهء درهء لارجان گردانيد . چون لشكر بدان سرحد رسيد كيومرث با پسران از قلعه بيرون آمدند و آغاز جنگ كردند و لشكر شاهزاده منصور گشته كيومرث با معدودى چند در قلعه گريختند . و خبر اين فتح به اطراف منتشر گشت و لشكر شاهزاده به قرق سلطانيه آمدند و از آنجا مراجعت نمودند به دولت . ذكر انگيز اكابر اصفهان با سلطان محمد چون پادشاه اعظم سعيد اكابر و امرا و خواجگان و عمّال عراق به دار السلطنهء هرات طلب داشته و اصحاب ديوان به مفرده « 3 » و مطالبت اين طايفه قيام مىنمودند اكابر اصفهان در هرات مانده بودند و بسيار قرض كرده با همدگر مشورت كردند كه مبلغى تقبل مىبايد نمود و خود را خلاص دادن . « 4 » به اتفاق پيش وزير الوزراء خواجه غياث الدين « 5 » احمد خافى « 6 » رفتند و چند تومان كپكى تقبل كردند كه از خاصّه و رعايا در وجه نشانند ، و امير محمد قوزى را [ 268 ] همراه كرده به رسم تحصيل متوجّه اصفهان شدند . چون به اصفهان آمدند رعايا از وهم مطالبت پراگنده شدند و قرض‌خواهان تشدّد

--> ( 1 ) . تا اينجا از نسخهء « م » ساقط شده است . ( 2 ) . مل : آورند . ( 3 ) . ف ، م : مفرد . ( 4 ) . ف : دادند . ( 5 ) . مل : پير احمد . ( 6 ) . مل : قاضى ، ف : خانى .