احمد بن حسين بن على كاتب

192

تاريخ جديد يزد ( فارسى )

باغات و بساتين روان مىگردد . و در خلف گوشك كه پيشان خانقاه است مزار متبرّك ساخته و قبّهء عالى رفيع كرده و قبر مرمر تراشيده و سردابه حفر كرده . اما جسد مباركش در مزار متبرّك ماهان آسوده است . « 1 » و بر گوشهء خانقاه حمّامى نيكو ساخته و وقف ابناء السّبيل كرده . و بر طرف صفّهء عالى [ 251 ] كه مذكور گشته خلوتخانهء عالىجناب مولاناى اعظم مقتداى اعلى اكرم حميد سلطان العلماء و الحكماء و الفضلاء و الشعراء الكاملين ، وارث علوم الانبياء المرسلين ، الواصل برحمة اللّه الولى شرف الملة و الدين على قدّس سرّه است . و چون امير زاده اسكندر بن عمر شيخ قريهء تفت به سيورغال مخدومى سيادت‌پناهى مقرّر فرمود مرتضى مشار اليه در تفت متوطّن گشت و اين عالىبنا بنياد فرمود ، در سال احدى و عشرين و ثمانمائه . مقصود آنكه آب سعد آباد و نصيرى چون از عمارت سيّد بيرون آيد به باغ گوشك مىگذرد . ذكر باغ گوشك تفت باغى خوش و خرم است و درختان سرو و بيد و چنار در هم است و / 217 / عشرتگاه بنى آدم است . گوشك عالى در ميان اين باغ ساخته و طنبى و بادگير برافراخته و در ميان گوشك حوضهاى مرمر راست كرده و شاه‌نشين نيكو و خانهء منقّش پرداخته و درها بر باغ و چمن مفتوح كرده و در پيشان بادگير حوضى وسيع ساخته و از آب سعد آباد و نصيرى مملوّ مىگردد و بر دايرهء شادروان گوشك درختان سرو تنگ بر يكديگر نشانده و در آن باغ ميوه‌هاى الوان بسيار است . و بانى اين باغ نصرة الدين شاه يحيى است و اكنون به خالصات شريفه تعلق دارد ، و آب از آن باغ بيرون مىآيد و به باغات ديگر روان [ 252 ] مىگردد برين ترتيب تا نزديك « چم تفت » ، و در چم تفت به آب محلّهء گرمسير كه به آب تفت مشهور است مخلوط مىگردد و به شهر مىآيد .

--> ( 1 ) . ف : گشته .