احمد بن حسين بن على كاتب
193
تاريخ جديد يزد ( فارسى )
ذكر چم تفت اين چم تفت به دو فرسنگى تفت و سه فرسنگى شهر واقع است ، و منزلگاهى است كه اين هر دو آب با يكديگر ممزوج « 1 » مىگردد . و شاه يحيى در آن مقام محقر عمارتى ساخته و صفّه و گنبدخانه و حوضخانه پيش صفّه راست كرده بود . و امير زاده اسكندر ديگربار عمارت كرد و خواجه جلال الدين محمود خوارزمى سفيد كرد . مقصود آنكه آب تفت و نصيرى از چم به جانب شهر مىآيد و از طغار شرف الدين مظفر فرود مىآيد و به باغ خواجه سعيد مىگذرد و به محلّات و باغستان منقسم مىشود تا دامن « ريگ فيروزى » . و در ترسالى آب اهرستان به چند موضع قسمت مىكنند به رسم « 2 » نامزد « 3 » مثل : جديده و سرچم و كثنويه و نرسوباد و دهاباد و ابرند آباد و / 218 / كيفرامرز و زارچ و غيره . و قريب پانصد مصنعه در شهر و بيرون از اين آب مملوّ مىگردد و مردم مستفيض مىگردند و چاههاى آب سرد ازين آب مملوّ مىگردانند و بيشتر باغات معمور بر كنار اين آب واقع است و قريب هزار كوچه از شارع اهرستان برمىخيزد و همه باغ و خانه و بساتين و مساكن مردم مىباشد . و اين آب به شهر [ 253 ] مىرود و به « دار الشفاى صاحبى » مىگذرد و از آنجا به در مدرسهء وردانزور مىرود و به « دار الفتح » و از در مسجد مىگذرد و تمام شهر سير مىكند . و اليوم دوازده آسيا در اهرستان بدين آب داير است : اول آسياى عزّ الدين ، دوم آسياى ترسا ، سوم آسياى كهنه ، چهارم آسياى ضياء دينى ، پنجم آسياى كلفر ، ششم آسياى خير آباد ، هفتم آسياى يوسف خليل ، « 4 » هشتم آسياى حمزه ، نهم آسياى استاد ، دهم آسياى مرتضى ، يازدهم آسياى نو ، دوازدهم آسياى ده نيم . و قرب هزار كوچه بلكه بيشتر از اين آب بهره مىيابند ، و دو رويه درخت بيد و توت و سنجد بر لب آب نشسته بود و هنوز بعضى هست .
--> ( 1 ) . م ، ف : مخروج . ( 2 ) . مل : بر همه . ( 3 ) . مل : نامزده . ( 4 ) . مل : جليلى .