احمد بن حسين بن على كاتب
167
تاريخ جديد يزد ( فارسى )
ذكر مزار سيد تاج الدين جعفر در شهرستان اين سيّد تاج الدين از فرزندان محمد بن على بن عبيد اللّه بود و از گوشهنشينان زمان خود بود و جمعه تا جمعه از خانه بيرون آمدى و به نماز جمعه حاضر شدى ، و صايم الدهر بودى و ذكر دايمى داشت * و تنها در اين خانه كه امروز مدفون است مسكن داشت * [ 223 ] « 1 » و از خوردن و پوشيدن او كسى خبردار نبود كه از كجاست . شبى تركى از نوكران اتابك شرابخانه مىجست به در خانهء سيّد آمد . به گمان شرابخانه در بزد . سيد چون در باز كرد ترك چماقى در دست داشت ، بر سيّد حواله كرد . دست و چماقش بر بالا خشك ماند . ترك به جزع درآمد و استغاثت « 2 » به سيّد برد . فرمود كه از شراب توبه كن تا دستت به گردد . آن ترك توبه كرد . همان دم دست او درست شد و ديگر شراب نخورد و مريد سيّد شد . / 190 / وفات سيّد در سال ستّمائه بود . و در آن شب كه وفات مىكرد حفّار و غسّال به خانه طلب كرد تا قبر او بكندند . چون قبر تمام شد ده درم به غسّال داد و ده درم به حفّار كه مرا شما دفن كنيد . غسّال ديد برد يمنى و كفن و پنبه و گلاب نزد او بنهادند . سيد بخفتيد و كلمه بگفت و از دنيا سفر كرد ، و هم در اين خانهاش دفن كردند . روز ديگر تمام خلايق بر قبر او نماز كردند ، رحمة اللّه عليه . ذكر مزار مولاناى اعظم سعيد فخر الدين پير خواجه در شهرستان مولاناى مشار اليه از بزرگان دين بود و علم و عمل با هم جمع كرده بود و از اولاد بنى عباس بود و به بيست واسطه به عبّاس رضى اللّه عنه مىرسيد و به علوم ظاهر مشغول بود و آخر در تصوّف شروع كرد و از خلق انزوا جست و بسيار بزرگان به ديدن او رفتندى و راه [ 224 ] وصول ندادى . و پيشتر از آمدن اميرزادهء عالميان خاقان اعظم سعيد شاهرخ بهادر سلطان طاب ثراه مردم را از مقدم شريف او خبر داده بود . و چون وفات كرد او را در خانقاه مولاناى اعظم سعيد شهاب الدين محمّد منشى
--> ( 1 ) . ميان دو ستاره در « م » نيست . ( 2 ) . مل : استغاث .