احمد بن حسين بن على كاتب
94
تاريخ جديد يزد ( فارسى )
ما همه خواهان و توئى مستغاث * چشم كرم دار به ما اى « غياث » من كه تبهكار و سيهنامهام * وز گنه آلودهتر از خامهام غرق عرق مىشوم از انفعال * نسبت خود را چه رسانم به آل ليكن از اين پشت اميدم قوى است * طالح بىمايه قوىدل به كيست دوست كريم است و يقين بهر دوست * عفو كند زلّت هركس كزوست ذكر حمام امير غياث الدين على در جنب خانه حمّامى عالى و مسلخ منقّش به كاشى تراشيده و جامهاى رنگين ساخته و فرش مرمر انداخته و حوضهاى مرمر و ايزارهء كاشى و قلتين و سقاخانه و حوضى وسيع ، و آب تفت در او جارى است . و بر كتابهء درگاه القاب خاقانى معينى ثبت كرده و تاريخ آن « بالخير » « 1 » ، و بر درگاه حمّام اين سه بيت از انشاء مولاناى اعظم سعيد [ 119 ] مولانا شرف الدين على به آب زر نوشتهاند . مثنوى از در دولتم درآ نفسى * كز هواى تو سوختيم بسى درِ ايجاد را كه صنع گشود * از براى ورود آدم بود چون ز بهر تو گشت اين در باز * خوش درآو به خويشتن پرداز و بر كتابهء بالاى مسلخ به كاشى تراشيده قصيدهء مولانا كمال الدين خواجو كرمانى كه از براى حمّام مبارز الدين محمّد گفته ثبت كرده و بر كتابهء دوم مسلخ اين ابيات از اشعار مولاناى اعظم سعيد شرف الدين على نورّ اللّه مرقده نوشته . / 101 / المثنوى پاك خدائى كه مرا آفريد * وز پى پاكان « 2 » ز جهان برگزيد بهر طهارت گل من شد در آب * پاكدلا روى ز من برمتاب آنكه ز خاكم به كرم برگرفت * كار من از دولت او درگرفت تا شدم از دولت غّرا به كام * مقصد هر طايفه از خاص و عام شعبهاى از دوحهء « قُلْ إِنَّما » * ست * تازه گلى از چمن « هَلْ أَتى » است
--> ( 1 ) . مل : الخير . ( 2 ) . مل : پاكى .