احمد كسروى تبريزى
4
تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى )
آتش اين فتنه اگرچه دامن مرا نيز گرفته و با همهء بيگناهى از گزند و آسيب آن بىبهره نبودم با اين همه از جستجوهاى تاريخى بازنايستادم و اين پيشآمد مرا بر آن واداشت كه پيش از همه به تاريخ آن عشاير پرداخته بدانم كه از كى به آنجا آمده و از چه زمانى و از چه راهى نيرومندى يافتهاند . در اين جستجو ناگهان مردى را يافتم از شگفترين مردان دروغگوئى از بزرگترين دروغگويان سيد محمد مشعشع كه در نيمههاى نهم هجرى بدعوى مهدىگرى برخاسته و با كشتار و خونريزى اين دعوى خود را پيش برده و به خوزستان دست يافته و بنياد حكومتى گزارده و پسر او مولا على دعوى خدائى نموده است و خاندان ايشان تا چند سال رياست عشاير خوزستان را داشتهاند تا از ايشان به كعبيان رسيده سپس نيز خاندان شيخ خزعل رياست يافتهاند . داستان سيد محمد و فرزندان او و تاريخ كعبيان را تا شيخ خزعل خان تا آنجا كه مىتوانستم دنبال كرده يك رشته آگاهى اندوختم . بويژه پس از آنكه در بهار سال 1304 به تهران بازگشتم و نوشتهها و كتابهائى را كه در خوزستان دسترس نداشتم بدست آوردم و از آگاهىهاى فراوانى كه گرد كرده بودم تأليفى نمودم كه چون گذشته از داستان مشعشعيان و كعبيان حوادث ديگر خوزستان را در مدت پنج قرن در بر داشت آن را « تاريخ پانصد ساله خوزستان » نام نهادم . يكى از دوستان دانشمند هم كه دستگيرىهاى علمى را شيوه خود ساخته و در اينباره مساعدت از كسى دريغ نمىدارد چون از قصد من آگاهى يافت نقشه خوزستانى بدست يكى از مهندسان اروپائى تهيه كرده بنام اين تأليف كسيل داشت .