علي بن زيد البيهقي ( ابن فندق )
50
تاريخ بيهق ( فارسى )
رسيده است - و آن حديث در ابتداى اين كتاب از مهلب بن ابى صفره روايت كرده شد - بدان حديث تبرك واجب دانستهام « 1 » ؛ و ديگر كه غايت صلاح زنان نشستن است « 2 » ؛ و هيچ كار نبود كه معين بود بر نشستن الاغزل . پس اين مسجد بنا كردند در تاريخى « 3 » كه خليفه المعتمد بالله « 4 » بود و پادشاه خراسان امير احمد بن عبد اللّه الخجستانى ، و آن منبر « 5 » كه نام احمد خجستانى « 6 » بر وى نوشته « 7 » بود بتاريخ سنهء ست و ستين و مأتين من ديدم ، تا بدين عهد « 8 » منبرى بود سياه از چوب آبنوس ، بازوها از چوب جوز « 9 » سياه كرده ، آنگاه عميد عبد الرحمن بن اسماعيل بن حسين « 10 » الدهان آن منبر « 11 » بر گرفت و اين منبر كه امروز نهادهاند بنهاد فى شهور سنة خمس و خمسائة . و نوبتى « 12 » ديگر امير ابو الفضل زيادى اين مسجد جامع را « 13 » تجديد عمارت بارزانى داشت فى شهور سنة سبع عشرة « 14 » و ثلثمائة ، هنوز از آن عمارت اثرى مانده است ، و عمارت و بناى مناره مال آن هزار درم فتحى خواجه اميرك دبير داد بخواجه ابو نعيم احمد بن على ، و آن قبض و حواله نامه تا اكنون من داشتم ، و باقى خواجه ابو نعيم از مال خويش تمام كرد ، و اين مال خواجه اميرك دبير در سنهء عشرين و اربعمائة داد ، آنگاه بزلزله در سنهء اربع و اربعين بار ديگر بيوفتاد « 15 » ، و آن بنا كه آن مناره كرد ابتدا بر آورد تا بحجره و بگريخت يك سال پس باز آمد « 16 » و باقى تمام كرد ، گفت سبب گريختن آن بود تا در اتمام آن « 17 » تعجيل نفرمايند تا اين در مدت يك سال بنشيند و تمام شود و خللى « 18 » نيارد . * و عمارت مسجد سبز بر دست خواجه اميرك نزلابادى [ بود ] فى سنة اربع و ستين و اربعمائة ، و آن مسجد پيش ازين سرگشاده بوده است و در ميان آن درخت كشته ، خواجه اميرك برين
--> ( 1 ) واجب داشتهام . ( 2 ) نشستن باشد . ( 3 ) نب ( در تاريخ سنهء ثمان و ثمانين و ماتين ) نوشته و اين صحيح نيست . ( عت ) ( 4 ) نص و نب ، المعتضد بالله . ( عت ) ( 5 ) و آن منبر خطيب . ( 6 ) الخجستانى . ( 7 ) نبشته . ( 8 ) مدتى تا بدين عهد . ( 9 ) از چوب گوز . ( 10 ) الحسين . ( 11 ) آن منبر را . ( 12 ) نوبت . ( 13 ) ابو الفضل الزيادى رحمة اللّه عليه اين مسجد را . ( 14 ) ثلث عشر . ( 15 ) در سنهء اربع و اربعين بيفتاد . ( 16 ) بعد يك سال بيامد . ( 17 ) اين . ( 18 ) خلل .