علي بن زيد البيهقي ( ابن فندق )
342
تاريخ بيهق ( فارسى )
موسوم بقراجه و در سه فرسنگى نيشابور ديهى بنام قراجهقى هست . [ قرطبة ] بضم اول و سوم نام شهرى از اندلس كه مدتها پاى تخت و مركز خلافت امويان بوده است . ( قرى الجبل ) اين نام بر ديههاى كوه حمايى كه اكنون بنام نيم بلوك حمايى معروف است تطبيق مىشود ، و آن را بدين سبب نيم ملوك خواندهاند كه در سابق اين ناحيه و ناحيهء فروغن يك بخش و موسوم ببلوك فروغن و كوه حمايى بوده و بعدها از هم مجزا شدهاند . ( قصبه ) اين كلمه هر كجا بطور مطلق ياد شده بمعنى سبزوار است . ( قطرى ) منسوب است بقطر بر وزن حجر و آن شهرى است ميان قطيف و عمان و در نزديكى آن مغاصى است كه مرواريد آن به خوبى و گرانبهايى اشتهار دارد . يكى از رؤساى خوارج هم كه مدتها با مهلب بن ابى صفره جنگ كرده قطرى نام داشته و نام پدر او فجاءة بر وزن خزاعة بوده است ( صفحهء 85 سطر 7 ) ( قطوان ) بفتح اول و دوم نام قريهاى در پنج فرسنگى سمرقند است . در سال 536 در اين محل ميان سلطان سنجر و گورخان چينى جنگى سخت واقع و بهزيمت سنجر و سپاهيان او منتهى شد ؛ در اين جنگ كه بعدها بجنك قطوان معروف گرديد جمعى كثير از مسلمانان و عدهاى از مشاهير علما و رؤسا و امرا بقتل رسيدند . ( قعنبى ) منسوب است بقعنب بر وزن جعفر ، و آن لقب عبد اللّه بن مسلمة معروف بابو عبد الرحمن حارثى ( متوفى در سال 221 ) است . ( قفص ) بر وزن قفل معرب كفج يا كوفج و آن نام طايفهاى بوده است كه در يكى از جبال كرمان مسكن داشتند و راهزنى مىكردند . ( قمنوان ) در زمان مؤلف آبادى معتبر و مشتمل بر دو قسمت عليا و سفلى بوده ، ليكن اكنون ديهى بدين نام در سبزوار نيست . و شبيه بدين نام در اسامى ديهاى ايران كمندان است كه بتعريب قمندان گفته مىشود . ( قبوراباد جوين ) اين كلمه در هر دو نسخه بطور لا يقرء نوشته شده و صحيح آن معلوم نشد . ( قومس ) بر وزن مونس نام ولايتى بوده كه اكنون دامغان بجاى آنست ، و در اين عصر ويرانههايى را كه در يك فرسنگى قوشه « قريهايست در نزديكى دامغان در سر راه خراسان بتهران » ديده مىشود شهر قومس مىنامند ، قومس را گويند معرب كومس و آن مخفف كوه مس است . ( كارن ) رش ، خارسف . ( كاريز محمد ) در نيشابور كاريزى بدين نام هست ليكن مؤلف آن را از ربع « بخش » ريوند شمرده است . ( كالماباد ) ظاهرا ديهى است كه در جاى ديگر ( ص 166 س 22 ) كليماباد نوشته شده و محل آن نيز تعيين شده كه ديهى ميان نارستانه و كاريز هشتقان است و اكنون در سبزوار در نزديكى ديه موسوم بعليك كاريز و مزرعه ايست موسوم بكلمآباد ، و آثار ديه ويرانى نيز در آنجا ديده مىشود . ( كاموند ) بر وزن باربند ديهى است در پشت كوه مشتمل بر دو قسمت كه يكى را كمند بالا و ديگرى را كمند پايين مىگويند .