علي بن زيد البيهقي ( ابن فندق )
322
تاريخ بيهق ( فارسى )
( ابن اثير حوادث سال 551 ) و ممكن است كه يكى از مقتولين همين ينالتكين باشد و « ينالتكين خوارزمشاه » كه مؤلف در چند موضع گفته تركيب اضافى بمعنى ينالتكين منسوب بخوارزمشاه است نه تركيب وصفى . و اما آمدن اين ينالتكين بخراسان در تواريخ ديگر ذكرى از آن نشده ليكن در صحت آن ترديدى نيست ، زيرا از واقعات زمان خود مؤلف بوده و اوضاع و احوال تاريخى هم وقوع نظائر آن را تأييد مىكند . در سالهاى 548 و 549 سنجر اسير تركان غز بود ، و دور نيست كه خوارزمشاه موقع را براى كينهخواهى مناسب يافته و برادر خود را بتسخير قسمتى از خاك خراسان فرستاده باشد ، خود اتسز هم در اين واقعه بخراسان آمد ، ليكن آمدن او بطورى كه مورخين ياد كردهاند در سال 550 بوده است ، و همين كه بحدود نسا رسيد خبر رهايى سنجر و بازگشت او را بمقر پادشاهى شنيد و از نسا بخبوشان رفت ، و در خبوشان پس از چند ماه توقف وفات يافت « سال 551 » س 20 آمدن حشم غز با لشكر بىعدد . . . تاريخ اين واقعه هم مانند بعض تواريخ ديگر كه مؤلف تعيين كرده است با آنچه ديگران ضبط كردهاند يك سال اختلاف دارد . ابن اثير وقوع اين محاربه و مقابله را در سال 553 دانسته و در حوادث اين سال چنين آورده است كه در اين سال حشم غز با جلال الدين محمد بن محمود از 17 تا 27 جمادى الاخرة سبزوار را محاصره كردند و چون پايدارى اهالى را در برابر خود مشاهده نمودند خواستار صلح شدند ، و در اين محاصره از مردم سبزوار جز يك تن كشته نشد . ص 272 س 5 آمدن خوارزمشاه ينالتكين بن محمد بقصبهء فريومد و غارت كردن و سوختن آن درخت كه . . . . . تاريخ سوزانده شدن سرو فريومد در اينجا سال 539 و در جاى ديگر « ص 283 » سال 537 نوشته شده و تاريخ دوم صحيح است ، زيرا اتسز چنان كه در تواريخ معتبر آوردهاند پس از شكست خوردن سنجر از تركان قراختا در سال 536 داخل خاك خراسان شد و تا سال 537 بتاخت و تاز در اطراف آن ملك و قتل و غارت اهالى مشغول بود ، و چنان كه در تواريخ معتبر آوردهاند پس از فراغ از كار مرو و نيشابور ببيهق تاخت و در قرى و قصبات آن ناحيه غارت و كشتار بسيار كرد ، و بطورى كه از گفتار مؤلف در اين مقام مستفاد مىشود قتل و غارت اهل بيهق بر دست برادر او ينالتيكين انجام يافته و او در حملهء بدين ناحيه بفريومد رفته و بسوزانيدن سرو معروف و تاريخى آن فرمان داده ، و تاريخ اين واقعه چنان كه در موضع ديگر « ص 283 » نوشته شده سال 537 بوده است نه سال 539 . در اين موضع هم بشهادت قرائنى كه ياد شد عبارت تاريخ در اصل نسخهء مؤلف « سبع و ثلاثين و خمسمائة » بوده و نساخ « سبع » را تحريف كرده و « تسع » نوشتهاند . س 11 بطبس گيلكى شد . . . ناصر خسرو در سفر نامهء خود در آنجا كه طبس مسينان را وصف مىكند چنين مىگويد كه در آن وقت امير شهر گيلكى بن محمد بود