علي بن زيد البيهقي ( ابن فندق )
4
تاريخ بيهق ( فارسى )
مضى العلماء و انقرضوا * و ها انا للردى غرض و ديگر علم انساب كه شريف علمى است ، و هر ولايتى را علمى خاص است ، روميان را علم طب است ، يونانيان را علم حكمت و اصول طب و علم ميزان منطق كه مراعى مساعى و مسارح مناجح عالميان بقطار امطار اين علوم سيراب مىگردد و غمرات و عبرات « 1 » اسقام و آلام را بمجاهدت و معالجت اطبا انجلا افتد و از علم « 2 » ميزان دلها در تفكر و اقاويل برتبهء اطمينان رسد ، و هند را تنجيم و حساب ، و پارسيان را علوم آداب نفس و فرهنگ و اين علم اخلاق است ، و تركان را علم سوارى و آداب سلاح ، و اهل چين و مهاچين را صنايع و حرف عجيبه ، قوله تعالى : كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ « و كل ذات ذيل يختال » و عرب را كه شريفترين اصناف خلايقند بسبب صاحب شرع ما محمد مصطفى صلوات اللّه عليه علوم نسب و علوم امثال ، و امروز دانندهء اين هر دو علم عزيز الوجود است ، و هيچكس نباشد از روميان و اتراك و هنود كه ايشان اسامى اجداد خويش شناسند مگر عرب ، ازين سبب انساب عرب و كسانى كه از اولاد ايشان باشند از شوايب مصون و محروس مانده باشد ، و جمع كرده باشند ميان شرف آداب و كرم انساب ، و ما تستوى احساب قوم توورثت « 3 » * قديما و احساب نبتن مع البقل « 4 » و ديگر علم تاريخ كه عهد مورخان منقرض شده است ، و همم بقاياى امم در مهاوى قصور و نقصان قرار گرفته ، و هر كسى لذت در جمع و منع مىدانند ، و اين لذتى اندك باشد به نسبت با لذت كبرى ، و چون نسبت شير مادر بود به نسبت با اطعمهء لذيذه ، كه كودك چون ادراك لذات اطعمه و اشربه او را مساعدت كند بعد حولين كاملين هرگز با شير مرضع التفات ننمايد ، و من قصد البحر استقل السواقيا ، و روز كور را از لمعان آفتاب تابستانى چه تمتع تواند بود ،
--> ( 1 ) نص ، عثرات ( و عبرات جمع عبرة بمعنى اندوه است ) . ( 2 ) نص ، و از علوم . ( 3 ) نص ، تورثت . ( 4 ) نص ، تبين مع النقل .