علي بن زيد البيهقي ( ابن فندق )
194
تاريخ بيهق ( فارسى )
لست ممن انساك طول زمان * يا رئيسا اضحى بلا اشتباه « 1 » ان تكن آمرا فامرك جار * او تكن ناهيا فمثلك ناه انت فخر الزمان نورا و قدرا * و ضياءا عليك عين اللّه الشيخ الرئيس ابو القاسم على بن محمد بن الحسين بن عمرو از بزرگان اين ناحيت بوده است ، و مردى متمول و مكرم بوده است ، و بيتى قديم داشت ، و خواجهء رئيس ابو نصر حسينك و شيخ الملك ابو محمد زيد حسينك از بيت او بودند ، و پدرش بود ابو جعفر محمد بن الحسين بن عمرو ، و عم او « 2 » ابو نصر احمد بن الحسين بن عمرو و خواجه الحسن « 3 » بن الحسين بن عمرو . و شيخ الملك ابو محمد زيد بن احمد بن الحسين بن عمرو بود . و امير ابو عبد اللّه الحسين پسر شيخ الملك بود ، و او از جانب مادر ميكالى بود ، خويشتن را بدان نسبت تعريف كردى ، و علماى انساب چنين گويند از مادر و پدر هر كدام كه شريفتر بود آن شرف غلبه گيرد « 4 » بر فرزند ، و فرزند را بدان نسبت كنند . و اين خواجه ابو القاسم چهار مدرسه در قصبه بنا كرد چهار طايفه را ، حنفيانرا « 5 » بنام جد من امام ابو القاسم عبد العزيز بن يوسف ، و هنوز معمور است . و شافعيان را مدرسه بنا كرد در محلهء نو كوى از جهت امام ابو الحسن حنانى واعظ ، و امروز معمور است . كراميان را يكى در محلهء شاد راه ، و از آن اثر « 6 » نمانده است . سادات و اتباع ايشان را « 7 » و عدليان و زيديان را يكى در محلهء اسفريس بنام امام سعيد على بن ابى الطيب ، و اثر آن هنوز مانده است . صاحب بريد اين حال بسلطان محمود انها كرد ، سلطان غلام فرستاد ، و او را به حضرت غزنى بردند « 8 » فى جمادى الاولى سنة اربع عشرة و اربعمائة ، چون به حضرت غزنى رسيد سلطان با وى عتاب كرد كه چرا يك مذهب را كه معتقد تو است نصرت نكنى و ايمهء آن طايفه را مدرسه بنا ننهى ، جمله طوايف را چون يك شخص مدرسه سازد و تربيت كند بر خلاف معتقد خويش كارى
--> ( 1 ) كذا و در نب ، بلا اشباه . ( 2 ) و عم او بود . ( 3 ) نص ، و خواجه الحسين . ( 4 ) غلبه كند . ( 5 ) نص و نب ، حنيفيان را . ( 6 ) و آن را اثر . ( 7 ) ايشان . ( 8 ) به حضرت بغزنى بردند .