علي بن زيد البيهقي ( ابن فندق )
147
تاريخ بيهق ( فارسى )
تا چون درخت ضعيف بود پى او بدان انباشته مىگذرد ، چون قوى شود بدان زمين سخت پى او فرو گذرد « 1 » ، و اگر نه چنين بود بيخ درخت چون چويگانى « 2 » برگردد و درخت سرهول « 3 » شود ، و اگر دايم آب يابد سبز بود اما قوى نگردد و بارگه « 4 » نسازد . * ( الشيخ الرئيس العالم ابو الحسن المشطب البيهقى ) * من قرية ديوره ، از فحول شعراى جهان بوده است ، و سبب هلاكت « 5 » او زبان بوده است ( و لربما اردى اللبيب لسانه * ان البلاء موكل بالمنطق ) بگوى هيچ حديثى كز آنت نيست گزير * و كرت عقل و خرد هيچگونه داد دهد زبانت بيهده گويد سرت بلا بيند * بلى جنايت « 6 » مزدور اوستاد دهد شنيدهء كه در افواه بخردان رفته است * زبان سرخ سر سبز را بباد دهد « 7 » و او را در ديوره كشتند ، و مضجع او آنجاست ، و او را ملك نيمروز و خراسان عمرو بن الليث « 8 » ارتباط فرموده بود و بانواع انعام و اكرام « 9 » اختصاص داده ، و پيش از عمر و « 10 » او را امير رافع بن هرثمه ارتباط كرده بود ، پس رافع را هجا كند درين قصيده كه مطلعش اينست « 11 » بكيت شبابافات و الشيب شائع * و لم يك يبكينى الديار البلاقع الم تر ان اللّه اهلك رافعا * و دارت عليه بالبوار الطوالع تامل بعينيك النحوس فانها « 12 » * ترى النحس جهرا حيثما حل رافع
--> ( 1 ) فرو برد ، ( 2 ) چوب كلانى ( چويگان بمعنى چوگان است ) ( 3 ) ش ، بمعنى سر بلند و سرراست . ( 4 ) ظ ، مخفف بارگاه و مقصود از بارگه ساختن پر شاخ و برك شدن و خيمه يا چتر زدن درخت باشد ، و چون شكم حيوان ماده را كه آبستن باشد نيز بارگاه گويند محتمل ست كه مراد بارور شدن باشد . ( 5 ) هلاك . ( 6 ) نص . بلى خيانت . ( 7 ) در نص اين سه بيت فارسى نيست . ( 8 ) ليث ( 9 ) ارتباط فرموده است و بانواع اكرام و انعام . ( 10 ) نص . و پيش از عمر . ( 11 ) نص و مطلع قصيده اينست ( 12 ) فانما .