ميرزا شمس بخارايى

79

تاريخ بخارا ، خوقند و كاشغر ، بخارايى

را به دست پيكى سريع السير سپرده به سمرقندش فرستادند . چون نامه به دست مير حسين رسيد ، از مضمون آن آگاهى يافته ، مدّتى سر به جيب تفكّر فرو برد و با خود انديشه‌ها كرد . آخر كار چنين گمان نمود كه شايد بتواند به دست و يارى ختائيان و قبچاقيان بعضى امكنهء غير مفتوحه را به تصرّف در آورده و بعد خدمت خود را به عرض پدر برساند . و در آن هنگام از ساير طوايف كه در حوالى سمرقند بودند ، بعضى از جادهء اطاعت سر پيچيده و گردنكشى مىنمودند . مير حسين را نيز قدرت گوشمالى آنها نبود . پس چنان مصلحت ديد كه جواب آنها را به طريقى خوش بنويسد و آنها را به معيّت خود اميدوار نموده باشد ، شايد در اين بين هم بتواند آنها را به اطاعت امير مير حيدر در آورد . پس جواب نوشت كه : « از مضمون نامهء شما آگاه شدم ، رأى شما بر جادهء صواب بود . به رسيدن اين نامه ، آدينه قل « 1 » بيگ و معمور « 2 » بيگ به نزد من بشتابيد تا با يكديگر قرارى داده ، پس از آن هر چه بايد مىكنيم . » و نامه را به دست سوارى از معتمدان خويش به جهت آنها فرستاد و خود با چند تن از خاصان خويش از سمرقند بيرون رفته به گردش قراء و قصبات مشغول شد . فرستادهء مير حسين به اندك مدّتى خود را به قلاع ختائيان و قبچاقها رسانيد . نامهء مير حسين را به آدينه قل « 3 » بيگ و معمور « 4 » بيگ سپرد . چون اين دو تن كه رؤساى بزرگ بودند . از مضمون آگاه گرديدند و صورت كار را به دلخواه خود يافتند فورا جواب نوشتند كه بعد از پانزده روز به سمرقند خواهند شتافت . نامه را با همان نامه‌دار فرستاده ، پس از آن هم با ريش سفيدان طوايف مجلسى تشكيل نموده و از چگونگى كار سخن راندند . بعد از آن آدينه قل « 5 » بيگ و معمور بيگ هر كدام دويست تن سوار نامدار انتخاب نموده به طرف سمرقند به شتاب تمام مركب راندند . چون به حوالى سمرقند رسيدند و مير حسين از آمدن آنها آگاه گرديد ، پذيرايى كاملى از آنها به عمل آورده و هر يك را خلعتى فاخره بخشيد و لازمهء مهربانى دربارهء آنها مىنمود .

--> 1 ، 3 ، 5 . اساس : كول ، با توجّه به كشكول سليمى تصحيح شد . 2 و 4 . اساس : مأمور ، با توجّه به كشكول سليمى تصحيح شد .