ميرزا شمس بخارايى
76
تاريخ بخارا ، خوقند و كاشغر ، بخارايى
چارجوى بار بسته به بخارا شتافتند . امير حيدر تمام سركردگان لشكر آندخوى و ميمنه « 1 » و حصار و غيره را مورد نوازش نموده ، به هر يك از آحاد و افراد لشكريان نيز انعام و اكرام فرموده به اوطان خودشان رخصت مراجعت داد . مير حسين تورى ، پسر امير حيدر كه به حكم پدر در سمرقند بود ، با مردم آنجا به كمال مهربانى معامله مىنمود . و اهل سمرقند او را از جان و دل گرامى مىداشتند و به هر چه اشاره مىنمود ، بدون درنگ اطاعت مىنمودند . مير حسين تورى آنچه به شهر مذكور خرابى آورده بودند ، تعمير و مرمت نمود و همهء اوقات خود را به سپاهيان ، مصروف مىداشت . برج و باروى شهر را با كمال استحكام مستحكم نمود ، بر خدم و حشم و استعداد جنگى افزوده مىداشت ، كه دوباره مير علم خان با طبل و علم ، قدم پيش نهاده طوايف ختايى و اوزبيك قبچاقى و قره قالپاق را جمع آورى نموده و دانيال آتابيگ حاكم شهر سبز را نيز با خود همدست و همداستان نموده به تسخير سمرقند بتاختند . سمرقنديان به اشارهء مير حسين تورى دروازههاى « 2 » شهر را خاكريز كرده و از بالاى برج و بارهء شهر دشمن را مقابله نموده ، مدّت سه ماه تمام سمرقند را مير علم خان و دانيال آتابيگ محصور داشتند و اهالى شهر با عزمى كامل خوددارى نموده و چشم به راه داشتند كه شايد از جانب امير مير حيدر كمك و لشكرى به معاونت در رسد . مقارن همان حال پيكى سواره از بخارا در رسيد و خبر داد كه ايلت نظر خان با لشكرى انبوه از سواران تركمان و جنگيان اورگنج با كمال عدّت و آلت جنگ رودخانهء آمو را عبره نموده به جانب بخارا تاخته و بكلّى حول و حوش بخارا را به غارت برده و اسير بسيارى دستگير نموده است . مير حسين تورى و سمرقنديان اگر چه از استماع اين خبر مضطرب گرديدند ، ولى رخنهاى بر ثباتشان راه نيافته به همان قرار خوددارى داشتند تا اينكه امير مير حيدر ، دوباره لشكر خود را جمعآورى كرده مانند شير غضبان به مقابلهء دشمن
--> ( 1 ) . اساس : ميمه ، با توجه به منابع جغرافيايى تصحيح شد . ( 2 ) . اساس : دروازهاى .