ميرزا شمس بخارايى
69
تاريخ بخارا ، خوقند و كاشغر ، بخارايى
جلوس تبريك نمودند و به قرارى كه رسم و قانون داشتند ، هر كس به فراخور حال خود مسكوكات طلا و نقرهء بسيار به رسم پيش كشى در جلو تخت بر زمين ريختند . بعد از آن سفرهء طعام گسترده شده و آنقدر خوانهاى اطعمهء لذيذه به ميان نهادند كه تا آن زمان چشم روزگار مثل آن را نديده بود . سپس امير مير حيدر بر سر سفره بنشست و سران بارگاه را نيز اذن جلوس داده ، صرف طعام نمودند . سفرهء طعام برداشتند و بقچههاى خلاع فاخره را به جاى او گذاشتند و در آن روز نه هزار خلاع گرانبها كه تمام عبارت از شالهاى ترمهء كشمير و منسوجات زردوز و مخمل بوده باشد به اشارهء امير به حضّار داده شد و به واسطهء جود و كرمى كه در وجود امير مركوز بود نام او شهرهء آفاق گرديد و آوازهء سلطنتش به تمام ممالك همجوار برسيد . از مملكت ايران خاقان مغفور فتحعلى شاه قاجار - البسه حلل النّور - از كابل زمان شاه و از خوقند مير علم خان ، از اورگنج ايلت نظر خان ، ايلچيها و نامهها نزد او فرستاده ، جلوسش را تبريك و فرمانفرمايىاش را تهنيت گفتند . فرستادگان دولت ايران و حكمرانان مرقوم پس از طى راه ، وارد بخارا گرديده ، پس از رسانيدن نامهها مورد نوازشها [ واقع ] « 1 » شدند و به هر يك به فراخور شأن انعامها داده شده ، رخصت مراجعت يافتند . از قرارى كه به تحقيق پيوست ، مادر امير مير حيدر را نسب به چنگيز خان مىرسيد و مهين دختر ابو الفيض خان بود . بارى پس از آنكه امير در كار سلطنت خويش استقرار يافت ، خطبه و سكهء مسكوكات به نام او ضرب شد . تمام سران و سركردگان سر تمكين بر آستانش نهاده و اطاعت او را كمر بسته آمدند . حوالى بخارا و خوانين گردنكش مطيع و منقاد حكمش گرديدند . روزى وزير اعظم خود را به خلوت احضار نموده و اظهار داشت كه خداوند عالم بر من منّت نهاده و هر چه آمال و آرزو داشتم به اجابت مقرون داشته است و من از انواع نعم او بارى تعالى شاكر مىباشم ؛ چنانچه مثلى مشهور است كه : « هر چه خواستى همان را يافتى » اگر خوددارى و مردمدارى نمايى چند آرزو دارم كه باقى مانده :
--> ( 1 ) . اساس ندارد با توجّه به فحواى عبارت افزوده شد .