ميرزا شمس بخارايى
61
تاريخ بخارا ، خوقند و كاشغر ، بخارايى
اين مشكل وجود ندارد و تمام مطالب بخش مذكور از هر نگاه قابل اعتنا و ارزشمند است . ارزش تاريخى كتاب ميرزا شمس بخارايى ، نويسندهء كتاب ، به دليل همنشينى و مصاحبت با درباريان و نيز اشرافى كه بر رخدادهاى دوران شاهان منغيت داشته ، توانسته است تأليف خود را از هر نظر كامل و فنّى ارائه كند . بنابر اين تاريخ بخارا ، خوقند و كاشغر به وقايع نگارى و شرح رخدادهاى درباريان خلاصه نمىشود ، بلكه گوشههايى از تاريخ اجتماعى ، اعتقادى و نظامى مردم آن سامان را در كنار رخدادهاى سياسى بيان كرده است و گاهى هم نقش مردم را در لابلاى رويدادها مىتوان ديد كه همين گزارشهاى گرانبها به ارزش كتاب افزوده است . كتاب در دو بخش تدوين شده كه هر دو بخش آن به سال 1276 ه . ق / 1859 م ، پايان پذيرفته است . بخش اوّل از فرمانروايى امير مير حيدر آغاز شده و به ذكر حكمرانان مملكت كاشغر پايان مىپذيرد . نويسنده در پايان بخش مذكور متذكّر مىشود كه : « تمام اين وقايع را به چشم ديده و به جهت يادگار در اين صحيفه » نگاشته است . نويسنده در بخش اوّل از آنچه در دربار بخارا مىگذشته ، سخن مىگويد و شرح نبردها و توطئههاى آنان را مىآورد . متأسّفانه ، نويسنده همچون ديگر تاريخنگاران محلّى آن روزگار ، تاريخ دقيق رويدادها را نياورده است . چون اين بخش كتاب حاصل مشاهدات عينى مؤلف در آن دوران پر هنگامه است از اهميت خاصى برخوردار مىباشد . ميرزا شمس بخارايى به هيچ وجه در پى خود نمايى و نفع شخصى نبوده تا با غرضورزى حقايق را قلب نمايد ؛ بلكه او دست آوردهاى خود را به عنوان منبعى موثّق محفوظ داشته و هر جا لازم ديده است به استناد : « اين بنده ميرزا شمس حضور داشتم » « 1 » و « اين بندهء مورخ خود در بخارا بودم » « 2 » يا « اين اقلّ محرّر كتاب » « 3 » آنها را آورده است . در بخش دوم كه از شرح حال امير شاه مراد ( 1784 - 1800 م ) آغاز گرديده و به ذكر
--> ( 1 ) . همين كتاب ، ص 89 / 13 . ( 2 ) . همين كتاب ، ص 114 / 4 . ( 3 ) . همين كتاب ، ص 115 / 3 .