ميرزا شمس بخارايى

62

تاريخ بخارا ، خوقند و كاشغر ، بخارايى

استيلا و سلطنت جهانگير خواجه پايان مىپذيرد ، تاريخ هر رويداد نيز ذكر شده است . چون اين بخش احتمالا افزودهء گرگريف است ، اولا در برخى موارد توالى تاريخى شاهان بخارا رعايت نگرديده است ، ثانيا گاهى تشخيص سخن گرگريف از ميرزا شمس بخارايى دشوار مىنمايد . شايد بخشى و يا تمام مسئوليت اين آشفتگى متوجه مترجم باشد ؛ اما تا پيدا شدن نسخهء دست نوشت مؤلف و يا ترجمهء روسى كتاب نمىتوان به داورى پرداخت . به هر حال ، در اين بخش ضمن توصيف شهرها ، دربارهء اهل معامله و حرفه اندك اطلاعاتى ارائه شده است . نام برخى شهرهاى باستانى كه در بخش دوم كتاب آمده ، امروز در سرزمينهاى ماوراء النهر - آسياى مركزى - تغيير كرده است . بنابر اين ، اين بخش از ديدگاه جغرافياى تاريخى نيز از ارج خاصى برخوردار است . نكتهء مهم ديگر منابعى است كه ميرزا شمس مورخ بخارايى و گرگريف مورد استفاده قرار داده‌اند . در بخش دوم كتاب ، همواره براى بازگو كردن مسائل تاريخى هر مقطع ، كتاب شناخته شده و مرجعى معتبر از همان روزگار مورد توجه بوده است . برخى از رجال بخش دوم كتاب روسى است و برخى اروپايى . روسها را دو گروه افراد تشكيل مىدادند : نخست نظاميان كه سرپرستى ارتش و آموزش سپاه اميران و خانان منطقه را بر عهده داشتند و ديگر مهندسان معادن كه بيشتر آنان به دعوت اميران و خانان ماوراء النهر به آن سامان سفر كرده بودند . اين دو گروه در ضمن كارهاى ادارى ، اطلاعات جغرافيايى و تاريخى نيز فراهم كرده و پس از انجام مأموريت خود ، آن مطالب را در اختيار مقامهاى روسى مىگذاشته‌اند . اروپاييان را بيشتر انگليسيان تشكيل مىدادند كه جهت شناسايى راههاى نفوذ به ماوراء النهر و همچنين رقابت با روسها به اين سرزمينها راه يافته‌اند . اينكه ميرزا شمس بخارايى ، زبان فرنگى مىدانسته و از اصل منابع سود مىبرد ، جاى ترديد است . در بخش دوم كتاب همچنين مطالبى از زبان ميرزا شمس الدّين آورده شده كه در بخش اول كتاب وجود ندارد و اين مىرساند كه نويسنده در هنگام تصدّى دبيرى دربار هنوز كتاب خود را به رشتهء نگارش در نياورده بود . در مورد اينكه نويسنده چه وقت به