ميرزا شمس بخارايى
51
تاريخ بخارا ، خوقند و كاشغر ، بخارايى
مىشدند كه به خونخواهى آدينه قلى دادخواه و سپاهيانش كه در نبرد با رضا قلى ميرزا كشته شده بودند ، رو به بخارا مىآمدند . ابو الفيض خان با شنيدن اين خبر ، تصميم به پايدارى گرفت و با وجود مخالفت حكيم بىاتاليق كه از روى تدبير ، با نادر شاه افشار به مبارزه موافق نبود ، راه ستيز پيش گرفت و با سپاهيان خود در دو منزلى بخارا به انتظار سپاهيان نادر نشست . « 1 » نادر شاه پس از دو روز انتظار با سپاهيان خود به سوى بخارا حركت كرد . در نبردى كه در اكتبر 1740 م ، ميان دو طرف در محل چاربكر در ساحل زر افشان روى داد ، خان بخارا شكست خورد و به قلعهء بخارا فرار كرد تا از آنجا به سوى نادر پيك بفرستد و اطاعت خود را اعلام كند . ابو الفيض خان كه از عدم توجه به اندرز حكيم بىاتاليق سخت نادم و پشيمان بود ، او را فرا خواند و بار ديگر با نامهاى به وساطت نزد نادر فرستاد . نادر شاه اين بار نيز فرستادهء شاه بخارا را با حرمت پذيرفت و در پاسخ « تحف و هداياى بسيار با يك دو نفر از قورچيان نظام عظام و استمالت نامچه و خلعت گرانمايهاى به اتفاق حكيم بىاتاليق به طلب پادشاه تركستان ارسال داشت . » « 2 » ابو الفيض خان ناگزير با هداياى بسيار - از جمله شمشير و چهار آينهء امير تيمور گوركان و مغفر و زره چنگيز خان - به جانب اردوگاه نادر روان شد . نادر كه مىخواست عزّت و اعتبار خود را به نمايش بگذارد ، مجلس شاهانهاى آراست و امير بخارا را پذيرفت : « والى توران ، حيران و پريشان از كرده پشيمان و از ناكرده در امان ، در مكانى كه امراى ديگر از اسپان پياده مىشدند ، از اسپ فرود آمده ، به اتفاق طهماسب خان جلاير ، متوجه خيمهء سلطان گرديد و رضا قلى ميرزا پسر بزرگ سلطان و على قلى خان برادر زادهاش كه اجازهء نشستن يافته بود ، لوازم تعظيم به جا آورده بودند و نادر شاه فقط به جواب سلام اكتفا كرده ، از جاى خود حركت نكرد . » « 3 » نادر شاه ، ابو الفيض خان را به عنوان « محبوس محترم در نزد خود نگاه داشت و بعد از
--> ( 1 ) . عالم آراى نادرى ، ج 2 / 788 ، 789 ؛ نادر شاه / 232 . ( 2 ) . عالم آراى نادرى ، ج 2 / 793 ، 794 . ( 3 ) . بيان واقع / 71 .