ميرزا شمس بخارايى

52

تاريخ بخارا ، خوقند و كاشغر ، بخارايى

دو ساعت كه به وى اذن خروج داد ، مقرّر داشت كه به خيمه‌اى كه در كنار لشكر براى او ، بر پا نموده بودند ، رود . » « 1 » دو روز پس از اين مجلس در 1153 ه . ق / 1740 م ، نادر به بخارا رسيد و در آن سامان همان شيوه‌اى را به كار بست كه در هندوستان در پيش گرفت ، يعنى دستور داد به نام او خطبه خوانند و سكّه زنند . شاه و مردم بخارا موظّف گرديدند كه آذوقهء روزانهء سپاهيان ايران را فراهم كنند ، در عوض سربازان ايرانى از چپاول و دست درازى به مال مردم منع شدند و بنا به دستور نادر گروهى از نسقچيان نيز نگهبانى و امنيّت شهر را به عهده گرفتند . « 2 » بدينگونه تمام سرزمين ماوراء النهر از خاور و شمال خاورى بخارا تا سمرقند به دست سپاهيان نادر افتاد و حكومت بىرونق ابو الفيض عملا پايان پذيرفت . نادر ، پس از اين رويداد ، لطف على خان را با دو هزار سرباز به سمرقند فرستاد تا طايفهء يوز را كه ، بنا به گفتهء حكيم بىاتاليق ، پيوسته موجب آشفتگى بخارا و نگرانى مردم بودند ، سركوب كند و به زير فرمان در آورد ، و همچنين ، پس از رفع فتنهء آن طايفه ، سنگ گور امير تيمور گوركانى را - كه سنگ يشم يكپارچه بود - با درهاى هفت جوش مسجد جامع سمرقند ( مشهور به مدرسهء خانم ) بردارد و به مشهد بياورد . « 3 » نادر شاه پس از رفتن لطف على خان به سوى سمرقند : « به عمدة الامرا گفت : از ماوراء النهر يكده هزار لشكر به سردارى پسر خود از هر اوروغ همراه كن كه به اردوى همايون باشد تا كارگذارى ماوراء النهر به اولاد تو بطنا بعد بطن قرار يابد . عمدة الامرا فورا به تجهيز آن لشكر شده از هر قبيله ده هزار انتخاب كرده به سردارى نور ديدهء خود محمّد رحيم بيك طيار كرده به معسكر همايون نادر شاهى ملحق كرد . » « 4 » نادر شاه ، پس از آرامش ماوراء النهر در 15 رجب 1153 ه . ق / 16 اكتبر 1740 م ، مجلسى آراست و « محض دلگرمى ابو الفيض خان ، او را به خطاب پادشاهى مفتخر ساخت » . « 5 » امّا عملا حكومت را به دست او نداد ؛ حاكم واقعى بخارا يكى از

--> ( 1 ) . حديث نادر شاهى / 232 . ( 2 ) . همان مأخذ ؛ نادر شاه / 241 . ( 3 ) . عالم آراى نادرى ، ج 3 / 798 ، 799 . ( 4 ) . كشكول سليمى / 252 ، 253 ؛ تاريخ خانات آسياى مركزى / 45 . ( 5 ) . حديث نادر شاهى / 233 .