ميرزا شمس بخارايى
43
تاريخ بخارا ، خوقند و كاشغر ، بخارايى
آسياى مركزى ، ايوان فدوتف يك تن از اشرافزادگان روسى را در سال 1669 م ، از بندر آستراخان - واقع در ساحل درياى خزر - به خيوه و برادران پازوخين ( بوريس و سميون ) را به بخارا فرستادند . آنان نخست به خيوه و سپس به بخارا رفتند و پانزده ماه در بخارا بماندند . برادران پازوخين براى اينكه اطلاعاتى در مورد راههاى هند به دست آورند ، مترجمهاى خود نيكيتا مدودف و سميون ايزماييل را از بخارا به بلخ اعزام داشتند . پس از برگشت برادران پازوخين ، دولت مسكو مىكوشيد تا از طريق آسياى مركزى به هند راه يابد . هنگامى كه حاجى فريق سفير بخارا در سال 1675 م ، به بخارا برمىگشت ؛ دولت مسكو ، واسيلى الكساندرويچ داويدوف ( مردى ايرانى كه در سال 1653 م ، در قزوين به مسيحيت گرويده بود ) را با يك تن تاتار از اهالى قازان كه محمّد يوسف قاسم اف نام داشت به همراه سفير ياد شده به بخارا فرستاد . در اين سفر واسيلى مأموريت داشت تا اسيران روسى در بخارا را آزاد سازد و نيز در جستجوى راههاى آبى براى گسترش تجارت باشد . قاسم اف از بخارا تا كابل پيش رفت ، اما اورنگ زيب به او ، و هيئت همراه وى اجازهء ورود به هند را نداد . « 1 » سبحان قلى هم شاعر بود و هم شعر دوست . در طبّ نيز معلوماتى داشت و چند اثر وى در اين زمينه موجود است ، مدرسهء « دار الشفا » را در بخارا بنا كرد و حكيمان را براى مداوا و درمان مردم در آنجا گماشت . او پس از سى و دو سال فرمانروايى در بلخ و بخارا ، در سال 1114 ه . ق / 1702 م ، در گذشت و هنگام مرگ مقيم خان را كه در بلخ حكومت داشت به جانشينى خود برگزيد . « 2 » عبيد اللّه خان 1123 - 1114 ه . ق / 1711 - 1702 م پس از مرگ سبحان قلى خان ، ميان مدّعيان تاج و تخت ، بار ديگر ستيز شروع شد . محمّد مقيم خان - فرزند اسكندر - كه سبحان قلى خان او را به جانشينى خود برگزيده بود ، در بلخ به نام خود خطبه خواند و سكّه زد . عبيد اللّه از دورى محمّد مقيم بهره برده و به
--> ( 1 ) . خاور شناسى در روسيه و اروپا / 218 ، 219 ؛ تاريخ نوين هند / 17 . ( 2 ) . تاريخ مقيم خانى / 144 - 153 ؛ تاريخ افغانستان / 105 ؛ كشكول سليمى / 250 .