ميرزا شمس بخارايى

38

تاريخ بخارا ، خوقند و كاشغر ، بخارايى

قابل توجه است كه تواريخ مغول تخليهء بلخ و بدخشان و واگذارى آن را به ندر محمّد خان به عنوان عمل سخاوتمندانهء شاه جهان توصيف مىكنند ، در حالى كه منابع روزگار صفوى افتخار استرداد اين سرزمينها را تماما به يارى و مساعدت شاه عبّاس دوم صفوى نسبت مىدهند . به هر حال ، در دوران دوم سلطنت ندر محمّد در بلخ و بدخشان ( 1056 ه . ق / 7 - 1646 م ) آشوبهاى داخلى فروكش نكرد ، پسران او از مخالفت دست نكشيدند ؛ يورشهاى پياپى ابو الغازى خان اورگنجى به اوضاع مادّى مردم و كشور آسيب فراوانى وارد آورد و زمستان شديد نيز بر پريشانى مردم افزود . ندر محمّد خان از اين اوضاع آشفته خسته شد و ناگزير از سلطنت دست كشيد تا بقيّهء عمر را در مدينهء منوّره به آرامى به سر برد . همين كه خبر آمدن ندر محمّد خان به شاه عبّاس ثانى رسيد ، شاه ، نظر بيگ زيگ را با يك هزار تومان اشرفى و هداياى بسيار به استقبال وى فرستاد . ندر محمّد خان اين بار به سبب كهولت سن نتوانست تا بسطام بيشتر بيايد ؛ از اين رو فرستادگانى به دربار شاه عباس دوم گسيل داشت كه : « چون از رهگذر كهنسالى كوفت دشوار [ ى ] دارويى او را روى نموده ( ! ) و اميد آن ندارد كه بار ديگر جامهء هستى را آب روان زندگى از شوخگنى اين درد بيرون آورد . آرزومند اين مىباشد كه پس از روانه شدن سوى كشور نيستى پيكر او را روانهء خاك پاك مدينه نمايند و از بهر بازماندگان او آنچه شايان پسنديدگان كوى دريافت باشد ، به جاى آورند . » « 1 » پس از مرگ ندر محمّد خان ( 1061 ه . ق ) ، شاه عبّاس ثانى دستور داد تا جنازهء فرمانرواى بخارا را با بازماندگانش به اصفهان بردند و سپس به مدينهء منوّره فرستادند و بر اساس وصيت خودش در گورستان بقيع در جنب برادرش امام قلى خان به خاك سپردند . شاه عبّاس پس از مراسم فاتحه ، نامه‌اى در تعزيت به عبد العزيز خان نوشت و نامه را همراه نظر بيگ زيگ و بازماندگان ندر محمّد خان و اموال و ما ترك متوفّى كه بيش از

--> ( 1 ) . عباسنامه / 146 ؛ نيزرك : شاه جهان نامه ، ج 2 / 214 ؛ منتخب اللباب ، ج اوّل ، حصه اوّل / 666 ، 667 .