ميرزا شمس بخارايى
37
تاريخ بخارا ، خوقند و كاشغر ، بخارايى
از آشوبهاى درونى اورگنج به بلخ پناه برده بودند ، شاه بخارا را همراهى مىكردند . « 1 » هنگامى كه ندر محمّد خان به نزديكى اصفهان رسيد ، شاه عبّاس دوم در دو فرسنگى شهر از او استقبال شاهانهاى كرد . امّا چون خاطر ندر محمّد خان از آشفتگى بلخ نگران بود ، از شاه عبّاس خواست : « اگر چنانچه لطف كامل و فيض شامل نواب صاحبقرانى متوجه انتظام احوال اين نيازمند گرديده ، موافق خواهش و مطابق مطلب عازم بلاد تركستانم نمايند . از شفقات پادشاهانه و نوازشات مشفقانه بعيد نخواهد بود . حضرت صاحبقرانى بعد از اصغاء اين كلام مقرر فرمودند كه سارو خان تالش با عسكر بيكران از مردان جنگ ديدهء طايفهء تالش و عساكر ظفر مآثر الكاء خراسان در ركاب و الاجناب آن خان معالى انتساب روانهء بلدهء طيبهء هرات گرديده در مقدمهء پيكار و محاربهء سپاه چغتاى ، اوامر و نواهى آن پادشاه و الاجاه را از دل و جان اطاعت نمايند . در ساعت مرغوب مطابق روز هشتم شهر رمضان المبارك از خدمت اولياء دولت روز افزون مرخص و عازم صوب مقصد گرديدند و در آخر كار از بركات توجهات و ميامن التفات شاهنشاهى باد مراد بر پرچم علم عزمش وزيده در يوم نهم شهر شوال سنهء مذكور داخل ولايت بلخ گرديد و به مطلبى كه در اين مدت در نظر داشت رسيد . » « 2 » در همين ضمن ، مغولان هند حفظ بلخ را به نحو فزايندهاى مشكل يافتند ؛ بدى آب و هوا و هزينههاى زياد سربازان ، اقامت طولانى را براى مغولان هند در آنجا غير ممكن نمود و شاه جهان را بر خلاف ميلش مجبور ساخت ، مذاكراتى را با ندر محمّد خان دربارهء توافق بر سر تخليهء بلخ و سرزمينهاى مجاور آن به عمل آورد . « 3 » ( رمضان 1057 ه . ق / اكتبر 1647 م ) .
--> ( 1 ) . كشكول سليمى / 247 ، 248 ؛ تاريخ افغانستان / 105 ؛ روضة الصفاى ناصرى ، ج 8 / 465 ، 466 ؛ شاه جهان نامه ، ج 2 / 392 - 395 ؛ اعتماد السلطنه مىنويسد كه : ندر محمّد خان از بخارا به بلخ گريخت و از شاه جهان يارى خواست ؛ سلطان مرادبخش پسر شاه جهان و عليمردان خان بالشكرى از هند به بلخ آمدند ، ولى به جاى كمك با شاه بخارا ، بلخ را تصرف كردند . ندر محمّد ناچار به مرو فرار كرد . تاريخ منتظم ناصرى ، ج 2 / 950 . ( 2 ) . قصص الخاقانى ، ج 1 / 130 ؛ عبّاسنامه / 80 - 83 ؛ منتخب اللباب ، ج اوّل ، حصه اوّل / 655 . ( 3 ) . تاريخ مقيم خانى / 70 ، 71 .