ميرزا شمس بخارايى

231

تاريخ بخارا ، خوقند و كاشغر ، بخارايى

قاضى نافذ الحكم و حاكم عادل و مدرس و رئيس و ساير منتظمان مناظم ايمان و اسلام خالى نيست » . بحر الاسرار فى معرفة الاخيار / مجلهء آريانا ، س 32 ، ش 2 / 95 . متأسفانه مدارس علميه تالقان در روزگار امير عبد الرّحمان ويران گرديد . پس از قتل نادر شاه افشار ، امپراتورى وسيع او در شرق بين دو تن از سردارانش كه فرماندهى ايل درّانيه و ازبكان ماوراء النهر را در دست داشتند ، تجزيه شد . در شرق ايران ، يك تن از سرداران او به نام احمد شاه درانى در سال 1747 ميلادى دولت درانيه را تشكيل داد كه از سازماندهى خوبى برخوردار بود . به دستور او در سال 1749 م ، ارتش نيرومندى به فرماندهى وزير شاه ولى خان از هرات به شمال هندوكش گسيل شد تا سرزمينهاى : مرو ، فارياب ، جوزجان ، بلخ ، خلم ، تخارستان و بدخشان را كه امير بخارا بر آنها ادعاى حكمرانى داشت ، باز ستاند . زيرا ، پس از قتل نادر شاه ، سرزمينهاى مذكور در دست اميران محلّى ازبك و تركمن و تاجيك قرار داشت ، كه هر يك دژها و بالا حصارهاى باستانى را به عنوان مركز « خانى » و « امارت محلّى » برگزيده ، و از آن سرزمينها ماليات مىگرفتند . شاه ولى خان آن سرزمينها را گشود و به قندهار برگشت . زمانى كه احمد شاه در هند با سيكهان سرگرم پيكار بود ، اميران مذكور از فرستادن باج و خراجى كه از طرف وزير بر آنها تحميل گرديده بود ، خوددارى كردند و امير بخارا بار ديگر ادعاى حاكميتش را بر سرزمينهاى كرانه‌هاى جنوب آمودريا تجديد كرد . در سال 1768 م ، بار ديگر وزير شاه ولى خان به بلخ اعزام گرديد . امّا پيش از آنكه ستيزى رخ دهد ، باب مصالحه گشوده شد و طرفين درگير ، موافقت كردند كه رود آمو مرز ميان دو كشور شناخته شود . همچنان امير شاه‌مراد ( 1784 - 1800 م . ) راضى گرديد تا خرقهء مبارك حضرت پيامبر را كه در بخارا نگهدارى مىشد ، براى احمد شاه بفرستد و شاه آن را به قندهار منتقل كرد . در همين وقت به دستور احمد شاه يك دسته لشكر پشتون هم در تركستان مستقر شد كه به نام « كهنه لشكر » در آنجا متوطن گرديده و در سالهاى بعد ، وظيفهء سركوبى قيامهاى محلّى را به عهده داشت . افغانستان در پنج قرن اخير ، ج 1 / 132 ، 133 ؛ افغانستان در مسير تاريخ / 362 و 371 .