ميرزا شمس بخارايى
22
تاريخ بخارا ، خوقند و كاشغر ، بخارايى
تا جايى كه در روزگار اشترخانيان ، كه پس از شيبانيان به قدرت رسيدند ، سبك هندى به اوج خود رسيد . پس از مرگ عبد اللّه خان ، قلمرو پهناور وى از هم فرو پاشيد و گرايش گريز از مركز در ماوراء النهر قوّت گرفت . عبد المؤمن خان ( 1006 ه . ق / 1598 م ) جانشين عبد اللّه ، پس از شش ماه حكمروايى به دست نزديكانش از پاى در آمد . شاه عبّاس صفوى از اين فرصت بهره برده ، هرات و سراسر سرزمين خراسان را به تصرف خود در آورد . در اين هنگام خوارزم استقلال يافت . توكّل ، خان قزاقان شمالى نيز از اين آشفتگى استفاده كرده و خود را « خان » ناميد و با قبيلهء بيابانگرد خود توانست ديرى سمرقند را به تصرف خود در آورد . چون عبد المؤمن خان فرزندى نداشت كه جانشين وى شود ، حكام وابسته به دربار بخارا از آشفتگيهاى رو به گسترش در بيم شدند و در صدد بر آمدند تا باقى محمّد خان را كه با دودمان شيبانى پيوند خويشى داشت به فرمانروايى برسانند . با به حكومت رسيدن باقى محمّد خان دوران اقتدار اشترخانيان در ماوراء النهر آغاز گرديد . اشترخانيان اشترخانيان كه به نامهاى : استراخانيان ، هشترخانيان ، جانىها و پادشاهان استرخان نيز آمده است ، تركانى هستند كه پس از شيبانيان در ماوراء النهر به روى كار آمدند « 1 » و حدود دويست سال بر سر اقتدار ماندند . هنگامى كه روسها استر خان را در سال 1554 م ، به روسيه منضم كردند ، شاهزادهاى از سلسلهء چنگيز خانيان استراخان ( هشتر خان ) و از دودمان « اردا » يا « اروس خان » به نام يار محمّد با پسرش « جان » به سوى ماوراء النهر رهسپار شد . آنان نخست به دربار حاجم خان ، والى اورگنج ( پسر عموى يار محمّد ) راه يافتند . ولى ديرى نگذشت كه به سبب « سلوك ناهنجار » حاجم خان ، آنجا را ترك گفتند و به دربار اسكندر خان شيبانى ( 1583 -
--> ( 1 ) . امپراتورى صحرا نوردان / 797 ؛ تاريخ دولتهاى اسلامى و خاندانهاى حكومتگر ، ج 2 / 480 ؛ كشكول سليمى / 244 ، 245 ؛ تاريخ مقيم خانى / 40 - 43 .