ميرزا شمس بخارايى

23

تاريخ بخارا ، خوقند و كاشغر ، بخارايى

1560 م ) پناه بردند . « 1 » اسكندر خان از اين دو تن به گرمى استقبال كرد و دختر خود ( زهرا خانيم ) ، خواهر عبد اللّه خان را به ازدواج پسرش « جانى خان » در آورد . جانى بيگ سلطان يك دختر و چهار پسر داشت ؛ پسر بزرگ وى به نام دين محمّد - معروف به يتيم سلطان - پدر امام قلى خان و ندر محمد خان بود و سه پسر ديگر : باقى محمّد خان ، ولى محمّد و پاينده سلطان نام داشتند كه همگى آنان در رويدادهاى تاريخ بخارا نقش بسزايى ايفا كردند . هنگامى كه سلطنت به عبد اللّه خان شيبانى ( 1598 - 1583 م ) رسيد ، جانى بيگ سلطان ، با كمال صداقت و رشادت ، در نبردهاى او سهيم شد . عبد اللّه هم به پاداش خدمات او ، دين محمّد خان را با برادرانش به حكومت نشابور ، تون و قاين گماشت . پس از مرگ عبد اللّه خان ، پسرش عبد المؤمن ( 1006 ه . ق / 1598 م ) به سلطنت رسيد ، ولى پس از گذشت شش ماه در راه « ضامن اوراتيپه » - كه بين راه خجند و سمرقند قرار داشت - به دست يكى از عموزادگانش به نام ازبك خان از پاى در آمد . « 2 » با كشته شدن عبد المؤمن خان ، اقتدار شيبانيان كه اندكى كمتر از يك سده در ماوراء النهر فرمانروايى كردند به پايان رسيد و بار ديگر بحران بزرگ داخلى تشديد يافت و گرايش گريز از مركز در آسياى مركزى - بويژه بخارا - نيرو گرفت . شاه عبّاس صفوى از اين آشفتگيها سود جسته و به سوى خراسان لشكر كشيد . او در اين لشكر كشى ، با استفاده از سرعت و استتار ، مجال گريز به اوزبكان نداد . اين اقدام مهم او كه به سال 1007 ه . ق / 9 - 1598 م ، در نزديكى هرات منجر به كشته شدن دين محمّد خان ، فرزند جانى بيگ خان ، و شكست سخت اوزبكان گرديد ، چنان مؤثر بود كه تا مدّت طولانى سرزمين خراسان از شرّ ايلغار اين مردم بيابانگرد در امان ماند . در اين هنگام خوارزم استقلال يافت . توكّل خان رئيس قزاقهاى شمال نيز از آشفتگيهاى بخارا بهره گرفته و به همراه قبايل كلموك قرغيز به سمرقند يورش بردند و مدّتى آن شهر را در تصرف خود

--> ( 1 ) . شاه جهان نامه ، ج 1 / 252 ؛ امپراتورى صحرانوردان / 797 . ( 2 ) . مأخذ پيشين ؛ كشكول سليمى / 244 ، 245 ؛ نقاوة الآثار / 588 . روضة الصفاى ناصرى ، ج 8 / 307 ؛ زندگى شاه عباس / 120 .