ميرزا شمس بخارايى

168

تاريخ بخارا ، خوقند و كاشغر ، بخارايى

81 / 4 - رحيم خان محمّد رحيم خان خوينى 82 / 20 - نامه‌اى در كمال شتاب به جهت مير نصر اللّه خان . . . در روزگار امير حيدر ( 1784 - 1800 م . ) درباريان به دو گروه « پدريان » و « پسريان » تقسيم بندى شده بودند . قوشبيگى صدر اعظم از امير نصر اللّه حاكم قرشى ، و فرصت‌طلبان از « مير محمّد حسين » - فرزند دايم الخمر امير كه در بخارا بود و امير نيز او را به عنوان جانشين خود برگزيده بود - جانبدارى مىكردند . هنوز امير در خاك نشده بود كه صدر اعظم توسط پيكى نصر اللّه را از مرگ امير آگاه ساخته و او را به گرفتن امارت تشويق و دعوت كرد . مؤلف ناشناختهء ظفر نامهء خسروى در اين باره چنين مىنويسد : « در آن روز همچنان اين حادثهء هايله را به سپاه فقرا شهره ناكرده ، خفية وزارت پناه ايالت آگاه محمّد حكيم قوشبيگى كه مهم وزارت دولتخانهء عالى در كف كفايت او بود ، خبر وحشت اثر را به عرضه‌اى مندرج نموده ، به دست قاصد تيزرو داده به جانب ولايت قرشى روانه نمود . بعد از آنى كه سيّد مير نصر اللّه خبر وفات والد خود را به يك بار شنيد ، به همراهى هواخواهان دولت و جانسپاران ذى شوكت بىاهمال در كميت استعجال سوارى نموده ، ارادهء پايتخت بخاراى شريف كرده ، روانه گرديد . تا به رسيدن اميرزاده ، مير محمّد حسين خان كه پسر كلان حضرت امير است و عمرى به درون شهر ، به گذر بازار خواجه به طريقهء نظربند مىبود ، از اين مقدّمه خبر يافته ، به جماعهء فقرايان درون شهر مجتمع گرديده ، همان روز به ريگستان شهر در خلوتخانهء ارگ عالى حاضر گرديدند . اين حالت پر ملالت را به يك بار ديده‌بانان و حاجبان ديده ، دروازهء ارگ عالى را به روى مير حسين خان مع جماعهء آن كشيدند . جماعهء فقرايان و اوباشان بىسر و پا هجوم نموده بىمحابا به تبر دروازه را شكسته غلبه نموده ، به درون ارگ عالى داخل شده ، دروازه را به روى مير محمّد حسين خان كشادند . مير محمّد حسين خان به درون ارگ عالى داخل شده طوعا و كرها به تخت شاهى جلوس فرمود » . با اختصار از ظفرنامهء خسروى / - 8 و - 8 . 83 / 3 - شريف بيگ و الغ بيگ ميرزا شمس مورخ بخارايى آنان را به نام : شريف بيگ و الوك بيگ آورده ، ولى