ميرزا شمس بخارايى
15
تاريخ بخارا ، خوقند و كاشغر ، بخارايى
پيشگفتار ماوراء النهر پس از اسلام تا اقتدار منغيتها شهرهاى بخارا ، خوقند و كاشغر كه در تاريخ و ادب از آنها به افتخار ياد شده است از جملهء شهرهاى با هويت و حادثه ساز شرق اسلامى است كه در درازناى تاريخ سر بلند خود فراز و نشيبهاى گوناگونى را ديده و پذيرفتهاند . پذيرش اسلام از سوى مردم اين سامان - كه امروزه از آن به نام آسياى مركزى ياد مىكنند - آغازگر نظام نوينى شد كه بتدريج به همّت دانشى مردان اين سرزمينها شكوفا گرديد و اساس تمدّن جديدى شد . مسلمانان اين ناحيه ، در سدههاى نخستين اسلامى ، در زمينههاى فرهنگى و علمى خدمات ارزندهاى به امپراتورى اسلامى و فرهنگ و تمدّن اسلام كردند و هم به وسيلهء حكومت اسلامى فرهنگ و تمدّن و انديشهء علمى و ادبى خود را تا شهرهاى دور پيش بردند ؛ تا آنجا كه حتى دستگاه خلافت نيز به دست اين مردم رنگ ايرانى گرفت . سختگيريهاى عاملان وابسته به دستگاه خلافت در سرزمينهاى ماوراء النهر و خراسان ، ايرانيان را نااميد و نگران ساخت . آنان ناگزير به شكلهاى گوناگون به مخالفت و پايدارى در برابر خلفاى عبّاسى برخاستند و در ايران شرقى كه از مركز خلافت دور بود ، جنبشهاى فكرى و استقلال خواهى را به پا داشتند ؛ هر چند كه قيامهاى آنان نافرجام ماند ، ليكن پايهء ايمان مردم را نسبت به قدرت اعراب سست گردانيده موجب بيدارى حسّ ملّيت خواهى در ايران شرقى گرديد . سرداران آزادهء ايرانى براى احياى استقلال سياسى ايران ، دست از تلاش و كوشش بر نداشتند . مردى كه زودتر از ديگران دم از استقلال زد ، طاهر پوشنجى ، معروف به ذو اليمينين يكى از سرداران مأمون خليفهء عباسى بود . طاهر پوشنجى كه از سوى خليفه ، ولايت خراسان را در سال 206 ه . ق / 821 م ، به