ميرزا شمس بخارايى
118
تاريخ بخارا ، خوقند و كاشغر ، بخارايى
چون فصل زمستان نزديك بود ، تيمور شاه مراجعت را مصمم گرديد كه لشكر دى فرصت نداده دو اسبه خود را رسانيد . برفهاى شديد باريدن گرفت . راه عبور تيمور شاه از شدّت برف مسدود شد . تيمور شاه ناچارا نصف توپخانه و استعداد جنگى خود را در بلخ گذاشته از راه هندوكش طريق افغانستان بر گرفت . در بين راه برف و بوران به شدّتى تمام باريدن گرفته ، اغلب همراهان تيمور شاه در راه هلاك شدند و آنچه بنه و آغروق داشتند در راه ريخته خود را به افغانستان رسانيدند . تمام بنه و آغروق آنها به تصرّف شاه مراد در آمد و بدون انكه دينارى مخارج جنگ نمايد ، آن همه غنيمت به دست آورد . پس چون تيمور شاه از آن جنگ مراجعت نمود ، دو زنجير پيل سوارى به رسم تحفه و هديه به جهت شاه مراد فرستاد و شاه مراد يكى از آن دو پيل را به همراهى يك نفر از بزرگان بخارا در سنهء 1797 ميلادى به جهت امپراطريس دولت روس كرّين « * » به رسم پيشكش فرستاد از اتّفاقات آنكه روز تاجگذارى اعليحضرت پاول امپراطور دولت روسيه ، معتمد شاه مراد پيل را وارد مسكو نمود . امپراطريس از آن هديه بسيار خوشوقت گرديده ، فرستادهء شاه مراد را خوشنود بازگردانيد و سفيرى به همراه وى به بخارا فرستاده و نيز چهل هزار منات به همراهى او به نزد شاه مراد فرستاد كه در بخارا از آن وجه مدرسهاى بنا نمايند . سفير روس به همراهى فرستادهء شاه مراد وارد بخارا شده به اجازهء امير ، مدرسهء بسيار خوبى بنا نهادند و آنجا را مدرسهء نظر ايلچى ، به اسم خود ايلچى دولت روس ، تسميه نمودند كه تا كنون به همين اسم خوانده مىشود . سابقا چنين نگارش يافت كه شاه مراد همه ساله به حدود مشرقى ايران ، يعنى به مشهد ، لشكر كشيده اهالى آن سامان را اسير و اموال آنها را به طريق مباح به تاراج مىبرد . پس عاكفان آستان شاهنشاه ايران واقعه را به عرض خاقان سعيد آقا محمد خان ، پادشاه ايران رسانيدند . آقا محمد خان با لشكر انبوه به عزم تسخير بخارا و تدمير شاه مراد به جانب خراسان شتافت . پس از ورود به خراسان نامهاى به ابو الغازى وزير اعظم شاه مراد كه در آن زمان شخص اوّل بخارا بود به قلم آورده در استرداد اراى ايران و
--> * . كذا در اساس .