ميرزا شمس بخارايى

104

تاريخ بخارا ، خوقند و كاشغر ، بخارايى

كردند و سه ساعت نايرهء حرب مشتعل بود ، تا اينكه قشون خوقند و كاشغر مهاجمات سخت نموده قراولخانه به تصرف در آمد و به حكم يوسف خواجه « 1 » تمام آن دويست نفر كشته گرديد و در همان جا اطراق نموديم . يوسف خواجه « 2 » چند سوار به جهت جاسوسى فرستاد كه از راهها اطلاعى به دست آورده ، خبر بياورند . جاسوسان رفته و بعد از چهار ساعت مراجعت نموده ، خبر دادند كه قراولخانهء ديگر در سر راه مىباشد ، سر تيپ لشكر چين در آنجاست ، پانصد تن قشون همراه دارد و از آمدن لشكر آگاهى يافته و به كاشغر كس فرستاده و قشون خواسته ؛ سيزده هزار نفر به يارى او حركت نموده‌اند و عما قريب خود را به قراولخانه خواهند رسانيد و سر راه را بر ما خواهند گرفت . چون يوسف خواجه « 3 » اين كلام را استماع نمود فورا فرمان حركت داد و آن شب در كمال شتاب مركب رانده ، قبل از طلوع شفق قراولخانهء دويم را پس پشت گذاشته به قدر يك [ منزل ] « 4 » كه از قراولخانه گذشتيم ، در آنجا حكم توقف نموده كم كم صبح دميد . لشكر چين را در جلو خود ديديم كه اراده داشتند خود را به قراولخانه رسانيده ، سر راه را بر ما بگيرند ، ولى كار از كار گذشته بود . چون قشون چين ما را ما بين قلعهء قراولخانه و خود مانع ديدند فورا دو قسمت شده و از دو جانب خود را به كوه كشيده از قلل كوه بناى جنگ را نهادند . از قشون خوقند نيز بناى آتش فشانى شده ، از طرفين ، از كشته پشته‌ها افتاد . افواج چين حريف را در جلو خود مىديد كه به هر جاى صعب كه بالا مىروند ، آنها نيز دست از جان شسته آنها را تعاقب مىنمايند . پس اراده نمودند كه بر بلندترين قلل كوه صعود نموده و لشكر ما را هدف گلولهء تفنگ نمايند . يوسف خواجه « 5 » مردان جنگ را دلدارى داده و فرمان داد كه چينيها را از صعود به قلل كوه مانع شده ، نگذارند كه به بالا خود را برسانند . لشكر خوقند و فدويان كاشغر به چند حمله و هجوم راه را بر چينيان مسدود نموده ، از هر طرف آنها را هدف تير تفنگ كرده

--> ( 1 ) ، ( 2 ) ، ( 3 ) و ( 5 ) . اساس : خاجه . ( 4 ) . اساس ندارد با توجه به فحواى عبارت افزوده شد .