جعفر حميدى

347

تاريخ اورشليم ( بيت المقدس ) ( فارسى )

مانده ، و از پرهيبت‌ترين آثار قديمى روم است . لفظ كولوسئوم به هر آمفى تئاتر رومى نيز اطلاق مىشود ، و الفاظ كوليز و كوليزئوم به معانى تئاتر ، سالن موزيك ، و استاديوم نيز استعمال مىشود . ( د . م . ج 2 . ش - ل . ص 2313 ) 27 . ديوكلسين Diocletion ، 245 - 313 م ، و امپراتور ( 284 - 305 م ) روم . متولد سالونا . از خانوادهء گمنامى بود ولى در خدمت نظام به مناصب عالى رسيد و تحت فرماندهى كاروس با ايران جنگيد . پس از مرگ نومريانوس ، ارتش او را امپراتور اعلام كرد و با شركت كارنيوس حكومت كرد . سياستهاى اقتصادى او براى مردم روم نتايج بدى به دنبال داشت و باعث استعفاى او گرديد . در زمان او جنگهايى بر سر جلب قدرت درگرفت . ديوكلسين آخر عمر را در قصر مجللى در سالونا به سر برد . آخرين قتل عام مسيحيان در دورهء او روى داد و مسيحيان سالهاى آخر حكومت وى را دورهء شهدا ناميده‌اند . 28 . بوسفور Bosfor تنگهء باريكى به طول متوسط 30 كيلومتر و عرض از 700 تا 3550 متر كه اروپا را از تركيهء آسيايى جدا و درياى سياه را به درياى مرمره مرتبط مىكند . نام تركى آن بغازايچى [ - داخلهء تنگه ] است . شهر استانبول بر دو طرف آن واقع است . تنگه بوسفور از قديم الايام شاهراه تجارى بين درياى سياه با درياى اژه و مديترانه ، و حائز اهميت فراوان بوده است . ( د . م . ج 1 ص 465 ) 29 . بيزانس Bizans به يونانى بوزانتيون شهر قديم ، در محل استانبول كنونى . در 667 ق . م به دست يونانيان بنا شد ، و به سبب موقعيتش بر تنگهء بوسفور ، از همان اوايل اهميت يافت . در جنگ پلوپونزى دست بدست شد در 196 ب . م در دورهء امپراطور سوروس روميها آن را گرفتند . در 330 ب . م ، به امر امپراطور قسطنطنين اول ، شهر جديدى در اين محل ساخته شد كه همان قسطنطنيه است كه بعدها پايتخت امپراطورى بيزانس گرديد نام قديم آن در مآخذ اسلامى به صورت بزنطيه Bozantie ضبط شده است . ( د . م . ج 1 ص 487 ) 30 . ساراسن‌ها sarasenha به زبان يونانى سارا كنوى sara kenoy ، نامى كه يونانيان و روميان متأخر به مردم چادرنشين بيابان سوريه و عربستان ، كه مزاحم مرزهاى امپراتورى روم در جانب سوريه بودند ، اطلاق مىكردند ، و سپس به عربها و توسعا - خاصه در موارد مربوط به جنگهاى صليبى - به مسلمانان بطور كلى گفته مىشد ( اصطلاح غالب در مورد مسلمانان اسپانيا و پرتغال مورها بود ) . اين لفظ را نخستين بار ديوسكوريدس عين زربى در حدود نيمهء اول قرن اول ب . م در مورد نوعى زرينه به كار برده كه آن را محصول يك « درخت ساراكنى » ناميده . كلاوديوس بطلميوس از سرزمين ساراكنه در عربستان نام مىبرد . احتمالا منشأ ساراسن‌ها از سرزمين شبه جزيرهء سينا به طرف مرز مصر و در مجاورت قلمرو نبطيان بوده است . ظاهرا در اواسط قرن سوم ميلاد ، ساراسن‌ها بعضى قبايل كوچكتر را مطيع ساختند ، و مزاحم مرزهاى امپراتورى بيزانس شدند . عاقبت اعراب شمالى و عربهاى بين النهرين و مرزهاى ايران تحت اين عنوان آمدند . پس از تأسيس دولت اسلامى