جعفر حميدى
322
تاريخ اورشليم ( بيت المقدس ) ( فارسى )
تركيبى از عناصر بابلى و فلسطينى قرن اول مسيحى درآمد ، با وجود اين ، آنان اساسىترين عناصر عقايد مذهبى خود و اصطلاحات آن را حفظ كردهاند . 2 - قومى كه به نام صابئان بين النهرين سفلى ناميده شدهاند ، از نظر قومى و نژادى به ظن قوى از اوايل تاريخ مسيحى و شايد از قرن اول از شام و مخصوصا از حوران و سواحل اردن به سواحل جنوبى فرات و دجله و شط العرب و كارون و ناحيهاى كه در تاريخ به اسم « ميسان » معروف است ( و دشت ميشان كنونى در حوالى آن است ) مهاجرت كردهاند ، و باز به ظن قوى در اصل امت و پيرو حضرت يحيى و به قول مسيحيان يوحناى تعميددهنده بودهاند . تصور مىرود كه بر اثر منازعات مذهبى و سختگيريهاى آن قسمتى از قوم اسرائيلى كه به دين عيسى گرويدند ، نسبت به اين قسمت از همان قوم اسرائيلى ( يا ممكن است بگوييم كنعانى ) كه تابع عيسى نشدند و فقط يحيى را مقتداى خود دانستند ، اين اقليت مذهبى مجبور به مهاجرت شدند ، و چون مهمترين اركان دين آنها تعميد و ارتماس در آب جارى بوده ، سواحل نهرين - يا رافدين - را اختيار كرده ، به آن خطه آمدند و در آنجا مستقر شدند . 3 - جمعى ديگر هم به غلط به اسم صابئان ( صابئين ) معروف شدهاند و در همهء كتب مسلمانان از آنان به همين اسم سخن مىرود ، و اين تسميه بر صابئان اصلى جنوب بين النهرين غالب آمده آنها را تحت الشعاع قرار داده است . قوم مورد بحث صابئان حراناند كه دين قديم يونانيان را داشتند ، و اين دين را حتى بعد از انتشار مسيحيت و اسلام در همهء جوانب آنها مانند يك جزيرهء دينى با معابد و هياكل ژوپيتر و ونوس ( آفروديت ) و هركول و غيره نگاشته ، و علوم يونانى را هم با وقوف به زبان يونانى قديم - با آنكه زبان خود آنان سريانى يا از اقسام سريانى بود - محفوظ داشته و غالبا آن را به زبان خود ترجمه كردهاند . حرانيان هم به علت حادثهاى نام « صابئى » را اختيار كردند و به اين اسم معروف شدند ، و آن چنين بود كه مأمون عباسى در طى سفر حج از حران عبور مىكرد ، وقتى كه آن جماعت را ديد پرسيد كه چه دين داريد ؟ جواب درستى نتوانستند بدهند . پس مأمون گفت : اگر اهل كتاب هستيد بايد تعيين كنيد از كدام فرقهء مقبول در اسلام هستيد ، اگر اهل كتاب نيستيد ، بايد بين قبول اسلام و جزاى شرك و كافر بودن يكى را اختيار كنيد . چون آن جماعت جواب شافى نتوانستند بدهند ، مأمون جواب قطعى را موكول به مراجعت خود از حج كرد و چون بازگشت ، آنان گفتند : ما اهل كتاب و از صابئين مذكور در قرآن هستيم ، پس به اين حيله از فنا رستند . اين طايفهء حرانى معروف به صابئين در عهد اسلامى علما و حكيمان معروف داشتند مانند ثابت بن قره ، بتانى و غيره . ( ف . م . ج 5 . ص 963 و 964 ) 101 . شهرستانى ، شهرت ابو الفتح محمد بن عبد الكريم بن احمد ، 467 ( يا 469 يا - 479 ) - 548 يا 549 ه . ق ، فيلسوف مسلمان و عالم علم كلام . از مردم آبادى شهرستان ( در خراسان ، واقع در نزديكى نسا بر سر راه خوارزم و نيشابور ) بود ، و در نيشابور و جرجانيهء خوارزم ( گرگانج ) به تحصيل پرداخت . در 510 ه . ق از خوارزم رهسپار حج شد ، و پس از آن سه سال در بغداد اقامت كرد ؛ در مدرسهء نظاميه مجلس وعظ داشت ، و مردم به او روى آوردند . از بغداد به زادگاه خود شهرستان برگشت ، و در همان جا وفات يافت .