جعفر حميدى
116
تاريخ اورشليم ( بيت المقدس ) ( فارسى )
شوند . در آن زمان بر سرزمين بابل مردى به نام « نبونيد » ( نبونيدوس ) فرزند كاهنهء سين ، خداى ماه حكومت مىكرد [ 11 ] كوروش نبونيد را مطيع و مغلوب خود ساخت و شهر بابل را كه بزرگترين مركز قدرت روى زمين در آن روزگار بود مسخر خود ساخت . فرزند نبونيد ، به نام « بالتازار » « 1 » يا بلشصر [ 12 ] كه جوانى سركش و مغرور و طاغى بود ، پيش از رسيدن كوروش به بابل ، و هنگامى كه پشت دروازههاى بلند شهر بود ، در مهمانى عظيمى كه در كاخ خود ترتيب داده بود - و در تورات به نام مهمانى بلشصر - بالتازار - معروف است - پادشاه و مردم پارس را سرزنش و تمسخر نمود ، اما طبق پيشبينيهاى دانيال نبى ، بالتازار و نبونيد هر دو مغلوب كوروش شدند و سپاه ايران فاتحانه وارد بابل شد . كوروش در بابل به مردم آسيبى نرساند ، خانهها را ويران نساخت ، اموال مردم را به غارت نبرد ، به دين و آيين و ناموس و آداب و رسوم مردم بابل لطمهاى وارد نكرد و بىاحترامى ننمود . استوانهاى كه فرمان كوروش يعنى فرمان آزادى ملتها ، بر روى آن نوشته شده ، در چهل سطر به زبان و خط بابلى است كه در سال 1878 ميلادى ، در كاوشهاى ويرانههاى بابل بدست آمده و اينك يكى از اسناد و مدارك گرانبها و نادر موزهء بريتانيا بشمار مىرود . اين فرمان به منزلهء نخستين اعلاميهء واقعى حقوق بشر است كه در جهان توسط اين مرد بزرگ صادر شده است « 2 » . اين نكته نيز قابل ذكر است كه كوروش نه تنها به يهوديان ، مهربانى و آنان را آزاد نمود ، بلكه او به تمام ملتها و نژادها و اقوام به ديدهء احترام مىنگريست و هيچ ارجحيتى را براى قومى ، بيشتر از ديگرى قايل نبود . « كوروش با همهء ملتها مهربان و دادگر بود ، دربارهء بنى اسرائيل هم همان كرده است كه نسبت به اسيران ديگر انجام داد . يعنى به همگان آزادى بخشود و
--> ( 1 ) . Baltazar ( 2 ) . ر . ك هخامنشيان در تورات . ص 90 و نيز كتاب حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) . كورش كبير در مجموعه ايران باستان ده جلد . كتاب دوم . ( تهران ، جيبى ، 1344 ) ص 385 و 386 و كتاب ، ا . ت اومستد . تاريخ شاهنشاهى هخامنشى . ترجمهء محمد مقدم . ( تهران ، امير كبير ، 1357 ) ص 71 - 73