جعفر حميدى

108

تاريخ اورشليم ( بيت المقدس ) ( فارسى )

صدقياه ملك ، شهر ، محاصره شد ؟ ؟ ؟ در ماه چهارم در نهمين روز از ماه ، قحطى به حدى در شهر زيادت يافت كه براى مردم ولايت نانى يافت نشد ؟ ؟ ؟ و شهر نفوذپذير شد و تمامى مردمان جنگجو فرار كرده ، شبانه از شهر به راه دروازهء ميان دو حصار كه پهلوى باغ ملك بود خروج نمودند ، در حالتى كه كلدانيان شهر را احاطه مىنمودند و به سمت بيابان روانه شدند ؟ ؟ ؟ لشكر كلدانيان ملك را تعاقب نموده به صدقيا در وادى يريحو ( اريحا ) در حينى كه تمامى لشكرش از نزدش پراكنده شده بودند ، رسيدند ؟ ؟ ؟ و ملك را گرفته او را در ربلاه ( ربله ) در زمين حماة به حضور پادشاه بابل آوردند كه به او حكم فرمود ؟ ؟ ؟ و پادشاه بابل پسران صدقيا را در مد نظرش كشت و همگى سروران يهودا را در ربله به قتل رسانيد ؟ ؟ ؟ و چشمان صدقيا را كور نمود و پادشاه بابل ، او را به زنجير بسته ، به بابل فرستاد و تا لحظهء مرگش در اسارت نگه داشت ؟ ؟ ؟ در ماه پنجم در دهم ماه كه مطابق سال نوزدهم از سلطنت نبوكدنصر پادشاه بابل بود ، نبوزرادان رئيس جلادان كه در حضور ملك مىايستاد به اورشليم آمد ؟ ؟ ؟ و خانهء خداوند و خانهء پادشاه را سوزانيد و تمامى خانه‌هاى اورشليم را يعنى همگى خانه‌هاى عالى را به آتش سوزاند ؟ ؟ ؟ و تمامى لشكر كلدانيانى كه با رئيس جلادان بودند همهء حصارهاى اورشليم را از گرداگرد خراب كردند ؟ ؟ ؟ و نبوزرادان رئيس جلادان چندى ( تعدادى ) از فقراى خلق و از بقيهء قومى كه در شهر باقى بودند و از فراريانى كه نزد ملك بابل فرار نموده بودند و از بقيهء عوام را به اسيرى برد . ؟ ؟ ؟ نهايت نبوزرادان رئيس جلادان بعضى از فقراى زمين را واگذاشت تا آنكه باغبانان و فلاحان باشند » « 1 » . ارمياى نبى در كتاب مراثى ( مناجاة ) خويش ، غم و درد و رنج خود را ، با سوز و گدازى بسيار در اشعارى غنايى اينچنين بيان مىكند : « شهرى كه خلقش بسيار بود ، چگونه منفرد نشسته ، بىپناه گرديده است ، و آنكه در ميان طوايف معظم و در ميان كشورها به رياست بود چگونه باج‌گزار گرديده است ؟ ؟ ؟ شبانه به شدت گريه مىنمايد و اشكهايش بر گونه‌هايش جارى است . از تمامى دوستانش ، تسلىدهنده‌اى نيست ، همگى مصاحبانش او را خيانت كرده ، دشمنش گرديدند ؟ ؟ ؟ يهودا به سبب محنت و كثرت بندگى ( اسراء ) مهاجر گرديده

--> ( 1 ) . كتاب ارمياى نبى ، باب 52 آيهء 1 - 16