جعفر حميدى

109

تاريخ اورشليم ( بيت المقدس ) ( فارسى )

است و در ميان طوايف مكان گرفته ، آرام نمىگيرد و تمامى تعاقب‌كنندگانش در ميان صعبيها به او رسيدند ؟ ؟ ؟ جهت نيامدن كسى به عيدها ، راههاى صيون محزون است و تمامى دروازه‌هايش خالى مانده ، كاهنانش آه كشان و دختران باكره‌اش در رنج‌اند و خودش در تلخى است . » و « چشمهايم از اشكها ضعيف گرديد ، امعايم بر هم مىخورد ، جگرم به سبب شكستگى دختر قومم به زمين ريخته است ، حينى كه كودكان و شيرخوارگان در كوچه‌هاى شهر مدهوشند ؟ ؟ ؟ به مادرهاى خود مىگويند كه گندم و شراب در كجاست ، هنگامى كه مانند مجروحان در چارسوهاى شهر بيهوش مىگردند و جانهاى خود را در آغوش مادران خود از دست مىدهند . ؟ ؟ ؟ اى دختر اورشليم ترا چه نصيحت دهم و ترا به چه چيز تشبيه نمايم ، اى دختر باكرهء صيون ترا به قصد تسلى دادنت به چه چيز برابر نمايم ، چونكه شكستگىات مثل دريا عظيم است ، كيست كه ترا درمان نمايد . ؟ ؟ ؟ خداوندا ، جوانان و پيران در كوچه‌ها ، به زمين مىخوابند ، دخترانم و جوانانم به شمشير از پاى درآمده‌اند ، چرا كه در روز غضب ايشان را به قتل رساندى و بىدريغ كشتى » و « فرزندان عزيز صيون كه با زر خالص برابر بودند ، چگونه مثل سفال گلين عمل دستهاى كوزه‌گر محسوب شدند . ؟ ؟ ؟ حيوانات آبى پستانهاى خود را بيرون آورده بچه‌هاى خود را شير مىدهند ، اما دختر قوم من مانند شترمرغ برى بيرحم گرديده است . ؟ ؟ ؟ زبان مكنده از تشنگى به كامش مىچسبد ، كودكان نان مىطلبند ، لكن كسى نيست كه از براى ايشان تقسيم نمايد . ؟ ؟ ؟ خورندگان تنعم لذيذ در كوچه‌ها بىنوايند و پرورش يافتگان به پارچه‌هاى نفيس ابريشمين ، مزابل ( اشغال دورريختى كثيف ) را بغل مىكشند . ؟ ؟ ؟ اى دختر ادوم كه در زمين عوص ساكنى ، مسرور و شادمان باش [ نهايت ] آن كاسه بر تو خواهد گذشت و مست شده ، عريان خواهى شد . » ؟ ؟ ؟ و همچنين « اى خداوند ، آنچه كه به ما واقع شد به خاطردار و نگران شده ، رسوايى ما را ببين . ؟ ؟ ؟ ميراث ما به غريبان و خانه‌هاى ما به بيگانگان تحويل شده است . » ؟ ؟ ؟ يتيم و بىپدر شديم و مادران ما ، مانند بيوگان گرديده‌اند . ؟ ؟ ؟ پدران ما گناه ورزيده ، نابود شدند و ما بار گناهان ايشان را بر دوش مىكشيم . ؟ ؟ ؟ بندگان بر ما مسلطاند و نجات‌دهنده‌اى ما را از دست ايشان نيست . ؟ ؟ ؟ نان خود را با به خطر انداختن جان خويش به سبب شمشير از باديه‌نشينان به دست آورديم . ؟ ؟ ؟ پوست ما به سبب سوختگى حاصل از قحطى مثل تنور سياه‌فام است . ؟ ؟ ؟ زنان را در صيون و دختران را در شهرهاى يهودا مفتضح