عبد الحي حبيبى
926
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )
خروج امام لامحالة خارج * يقوم على اسم اللّه و البركات يميز فينا كل حق و باطل * و بجزى على النعماء و النقمات سأقصر نفسى جاهدا عن جدالهم * كفانى ما القى من العبرات « 1 » « نمىبينى كه از سى سال بدينطرف سحرگاهان و شبانگاهان بحسرت اندرم ، و اگر آن چيزى كه روز و شب اميد آن را دارم نبودى ، هر اينه اين حسرات رشتههاى دلم را بريدى ، و آن خروج اماميست كه حتما بنام خدا و بركات آن بيرون مىآيد ، و حق را از باطل جدا مىسازد ، و نعمتها و نقمتها را پاداش ميدهد ، و مراست كه از جدل ملامتكنندگان بپرهيزم ، و اشكى كه ميريزم درين راه كافيست . » دعبل به اين قصيدهء بليغ كه عاطفههاى حزن و غضب خود را در ان نهفته ، حضرت امام على بن موسى رضا را در خراسان مدح كرده ، و بسا اشعار زيبا و موثرى را در رثاى امامان و هجو عباسيان و امراى ظالم امويان و وزيران ايشان سروده است ، و ما درينجا همين قصيده را بطور نمونهء ادب شيعى در خراسان كافى ميدانيم . ادب مرجئه : مرجئه با خاصيت ارجاء و تفويض و تسامحى كه داشتند ، ادب نرم و لطيف و مسالمه كارى را آفريدند ، ايشان در امور عقلى كمتر پيچيدند ، و به خشونت و جدل ميلى نكردند ، تمييز حق و باطل را به خدا گذاشتند ، و با هيچ طائفهيى بغض و عداوت نكردند ، بنو اميه و بنو عباس را با اعمالشان به خدا حواله كردند ، و فرق ديگر را هم كافر نشمردند ، و با چنين روح تسامح و مدارا در بين كشمكش فرق اسلامى زيستند . چنانچه گفتيم مذهب امام ابو حنيفه يك نوع ارجاء را كه با سنت متضاد نباشد رعايت ميكرد ، و اكثريت مردم خراسان و ماوراء النهر برين مذهب بودند ، بنابرين مظاهر روحيهء ارجاء ، در ادب خراسان نيك پديدار است . مثلا عفو از گناهكاران مومن ، كه به عقيدهء معتزله گناه كبيره حتما مستحق عقوبت است ، ولى مرجئه
--> ( 1 ) - تاريخ الاسلام السياسى 2 / 132