عبد الحي حبيبى

927

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

با وجود عدم توبت ، عفو الهى را محتمل مىشمردند . « 1 » و هم ازين روست كه اكثر شعراى دورهء عباسى در لهو و لذات و باده و معاشرت با زنان و امردان فرورفتند ، و بمذهب ارجاء تكيهء خود را بر عفو خداوندى نمودند . مثلا ابو نواس بزرگترين شاعر بزمى عرب ( حدود 150 ه ) كه او را شاعر خمريات ناميده‌اند ، و عمرى را در عيش و نشاط و لذت بسر برده و مجاهر بفسق و فجور بود « 2 » ميگفت : ايها الغافل المقيم على الله * و و لا عذر فى المقام لساه لا باعمالنا نطيق خلاصا * يوم تبد و السماء فوق الجباه غير انى على الاساءة و الستف * ريط ، راج لحسن عفو اللّه « 3 » يعنى : « اى غافل كه بر لهو ايستاده‌يى ! و عذرى را نمىآرى ! ما نميتوانيم بوسيلهء اعمال خود ، در روز حشر نجات يابيم ، جز اينكه با وجود تفريط و بديها به حسن عفو خداوندى سخت اميدوارم » . اين گونه منطق ادبى در بين خراسانيان با نشر عقائد ارجاء و مذهب متسامح حنفى رواج يافت و جزو مهم شاعرى درى گرديد ، كه اثر آن در ادب قرنهاى بعدى نيك آشكاراست . در تفسير صوفيانه آيه « ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ » وارد است كه درين آيه خداوند به ياد بنده ميدهد تا بنده گويد : غرنى بك كرمك و لولا كرمك ما فعلت ، لانك رأيت فسترت و قدرت فامهلت : يقول مولاى : اما تستحى * مما ارى من سوء افعالك ؟ فقلت : يا مولاى رفقا ، فقد * افسدنى كثرت افضالك ! « 4 »

--> ( 1 ) - در همين فصل در شرح فقه و مدرسه ، فكرى امام ابو حنيفه شرحى دربارهء مرجئه داده‌ايم به آن رجوع فرماييد . ( 2 ) - بروكلمان 2 / 28 بحوالت اشعار خود او ( 3 ) - ضحى الاسلام 3 / 329 ( 4 ) - كشف الاسرار ميبذى 10 / 408 طبع تهران 1339 ش