عبد الحي حبيبى
914
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )
را نگهدارى نكرد ، پس چگونه مقامات اولياء را رعايت كرده خواهد توانست ؟ « 1 » از عناصر بسيار مهم تصوف آدابى بود كه آن را مخصوصا آداب صوفيان ميشمردند ، و عبد اللّه بن مبارك مروى قديمترين صوفيان خراسان در ان باره ميگفت : ما گروه صوفيان از فراوانترين علوم به مقدار كمترين ادب محتاجتريم . « 2 » و ايشان در عبادات مانند نماز و روزه و زكات و در زندگانى مانند صحبت و طعام و سفر و لباس و غيره امور دينى و اجتماعى آداب خاصى داشتند ، كه اين آداب در حيات اجتماعى و سير فكرى خراسانيان آثار نيكو گذاشت . مثلا ابراهيم بن ادهم بلخى كه ذكرش قبلا گذشت ، در تحصيل معاش آنقدر به آداب تصوف پابند بود ، كه باغبانى و درو ميكرد ، ولى آنچه مزدى بدست مىآورد ، آن را بر ياران خود انفاق ميكرد . « 3 » گويند ابو على رباطى در سفرى با عبد اللّه مروزى يكى از صوفيان قديم خراسان همراه بود ، عبد اللّه از بو على پرسيد ، كه كدام يكى از ما امير سفر خواهد بود ؟ بو على گفت تو ! پس عبد اللّه گفت : بايد امر مرا اطاعت كنى ! بو على جواب داد : مطيعم ! عبد اللّه زاد و توشهء خود را در توبرهيى نهاد ، و آن را بدوش گرفت . بو على گفت : تو اميرى ! اين را به من ده ! ولى عبد اللّه گفت : آيا من امير نيستم مطيع باش ! درين سفر شبانگاهان باران مىباريد ، و عبد اللّه بو على را نشانده و بالايش جبهيى را تا صبح گرفته بود ، تا او را از ترى باران نگهدارد . بو على هرچند اصرار كرد ، كه اين زحمت را نكشد . عبد اللّه گفت : من اميرم و تو مطيع ! و همواره با انسانيكه همراهت باشد چنين كن ! « 4 » اين دو مثال از آداب زندگانى و سفر دو نفر صوفى مروى خراسانى بود ، كه از ان پايهء اخلاق عالى و فداكارى و ايثار صوفيان را قياس توان كرد . گاهى از زبان صوفيان در حالت وجد بسيار شديد و قوى و هيجان غالب ، عبارات
--> ( 1 ) - اللمع 145 ( 2 ) - اللمع 195 ( 3 ) - اللمع 236 ( 4 ) - اللمع 237