عبد الحي حبيبى

896

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

وجود و وحدانيت و آيات متشابه و غيره به تحليل عميق فلسفى پردازند ، مسائل رويت و صفات خدا و ديگر امور كلامى را بدلائل عقلى روشن سازند . 2 / عدل : معتزله خود را اهل عدل دانند ، و آن را با شرح عميقى از صفات الهى پندارند و حدود عدل را معين كنند و گويند كه خداوند ارادهء خير مخلوق را مىكند ولى شر را نه اراده مىكند و نه آن را ميخواهد ، و خير و شر هر دو به اراده آزاد انسان متعلق است ، و او خالق افعال خود است . 3 / وعد و وعيد : خداوند در وعد و وعيد يعنى پاداش نيكيها و كيفر كبائر صادقست و نزد معتزله ايمان معرفت دل و اقرار به لسان و عمل جوارح است ، و هر قدر كه انسان عمل خوب را مرتكب شود ايمانش زياد و بالعكس به ارتكاب معاصى كم مىشود ، پس گناه كبيره آنست ، كه در ان وعيدى آمده باشد ، و اگر وعيدى نداشت صغيره خواهد بود . 4 / منزلة بين المنزلتين : مرتكب كبائر فاسق است و فسق منزلتى است بين منزلتين ، كه نه كفر است و نه ايمان . و بنابرين فاسق نه مومن است و نه كافر . بلكه بين دو منزل قرار دارد . 5 / امر به معروف و نهى از منكر : به دل و زبان و دست و شمشير . و بنابرين درين راه استعمال شمشير و خروج بر خليفه‌ييكه از معروف دور و مبتلا به منكر باشد جائز است . « 1 » معتزله در مسئله سياست و امامت با خوارج همفكرند ، به اين معنى كه امامت را در غير قريش و بين مردم ديگر هم جائز دانند ، و آن را منصوص نشمارند ، و اگر تمام مسلمانان عادل باشند و فاسقى در بين ايشان نباشند ، آنگاه « لا حكم الا للّه » را هم قبولدارند ، كه حاجت به نصب امام نخواهند داشت . در حالى كه ابراهيم بن سيار مشهور به نظام ( بر وزن فعال ) يكى از ائمه معتزلهء بغداد ( متوفى 221 ه 835 م ) در مسئله عصمت امام و ضرورت وجود امام مرشد و هادى معصوم در هر عصر ، با شيعيان موافقه دارد ، و حتى قواعد اساسى شيعيان درين باره بر همين مذهب نظام مبنى است . « 2 »

--> ( 1 ) - ضحى الاسلام 3 / 21 ببعد ( 2 ) - تاريخ الاسلام السياسى 1 / 334 بحوالت مروج الذهب 2 / 191