عبد الحي حبيبى
888
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )
387 ه ) كرامى بود ، « 1 » و يا ابو الفتح بستى در مدح او - چنانچه گذشت - شعر مىسرود ، اينهمه ثابت مىسازد ، كه مذهب او در خراسان و سيستان روايى و پسنديدگى داشت ، و پيشوايان اين طائفه مانند اسحق بن ممشاد - كه نزديك پنج هزار تن به دستش مسلمان شدند - محبوب حنفيان و شافعيان و ديوانيان نشاپور بود ، و چون در سنه 383 ه 993 م در گذشت ، هركس كه در شهر بود بر جنازهاش نماز خواند ، و در تشييع آن ميدانهاى شهر از مردم پر شده بود . « 2 » پس اگر ما اقوال مولفان را دربارهء تكفير و تلويم اين طائفه قبول كنيم ، چگونه ممكن است ، با چنين عقائد زندقه و انحراف از اساسهاى اسلامى ، رجال آنها اينقدر محبوب مردم و ديوانيان و افراد مذاهب حنفى و شافعى باشند ؟ عقائد كراميان : گويند كه محمد بن كرام عقائد خود را در كتاب عذاب القبر آورده بود ، كه عبد القاهر بغدادى ( متوفى 429 ه 1037 م ) برخى از ان را چنين نقل كرده است : 1 / در تفسير آيه « الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى » كه در قرآن عظيم « 3 » وارد است گفتهاند كه خداوند مماس با عرش است كه مكان اوست . و بنابرين كراميان را مشبهه گفتهاند . و چون محمد به تجسيم معبود قائل بود ، پيروان او را مجسميه هم مىناميدند ، كه خداوند را جسم اجسم يعنى بزرگترين و كاملترين اجسام شمردهاند . 2 / براى خداوند كيفيت را « كيفوفية اللّه عز و جل » مىشمرد ، و از مكان او به « حيثوثية اللّه » تعبير ميكرد ، و اعتقاد به جوهريت وجود داشت . 3 / معبود محل حوادثست كه اقوال و ارادت و ادراكات ديدنى و شنيدنى و برخورد او به صحيفه علياى عالم ، اعراضىاند كه درو حادثند ، او محل اين حوادث حادث
--> ( 1 ) - تاريخ سيستان 339 ( 2 ) - الانساب سمعانى 477 ( 3 ) - سوره طه آيه 4