عبد الحي حبيبى
887
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )
و محمد بن طاهر پوشنگى او را باز محبوس كرد ، و هنگاميكه رها شد ، در شوال 251 ه 865 م از نشاپور بيرون آمد و به بيت المقدس رفت و چهار سال در انجا وعظ كرد ، تا كه در سنه 255 ه 869 م در انجا بمرد و در مقبرهء پيامبران بخاكش سپردند . اتباع او در انجا 20 هزار تناند ، كه مدتها بر مزارش معتكف بودند ، و مقدسى در كتاب البدء و التاريخ ذكر ايشانرا كرده است ( 5 / 149 ) و علماى بزرگ مانند محمد بن هيصم و ابو يعقوب اسحاق بن ممشاد ( متوفى 383 ه 993 م ) از پيروان اواند ، و بقول سمعانى مردم فراوان در نشاپور و هرات و نواحى آن بر مذهب او بودهاند . « 1 » و او مدتها در غرستان ( غرجستان ) بسر برده است . و در حدود 400 ه 1009 م عدد كراميان تنها در شهر نشاپور بيست هزار بود ، و بقول عبد القاهر بغدادى در خراسان سه فرقه از كراميان بودند كه حقاقيه - طرايقيه - و اسحاقيه باشند . « 2 » از مولفات محمد بن كرام دو كتابرا ذكر كردهاند : يكى عذاب القبر . دديگر كتاب السركه مولف تبصرة العوام از ان مطالبى را نقل كرده است . ولى چون خود اين كتب از بين رفته و در دست نيست ، بنابرين بر منقولاتيكه از ان كردهاند و بوسيلهء آن ابن كرام آن مرد پارساى زاهد متقى را كه حتى مخالفان هم به پاكى و پارسايى او معترفند تكفير و تلويم نمودهاند ، مورد كمال اعتماد نخواهد بود . چون در ان عصر پيكار فرقوى و عقيدوى در خراسان شديد و عام بود ، و حتى دو صد سال بعد هم در هرات خواجه عبد اللّه انصارى حنبلى را بجرم تجسيم از هرات نفى كرده بودند ، پس ميتوان حدس زد كه مقالات مخالفان او تماما بجا و درست نباشد . ولى اين مطلب وقتى روشن خواهد شد ، كه خود كتابهاى مفقودش بدست آيد ، و يا سندى قوىتر كه درخور قبول باشد بر تأييد اقوال مخالفانش پيدا گردد . اما اينكه رجال بزرگ عصر مانند سبكتگين موسس دودمان غزنويان ( 367 /
--> ( 1 ) - تعليقات تاريخ بيهقى 2 / 915 ببعد بحوالت البدايه ابن كثير 11 / 20 و شذرات الذهب عبد الحى حنبلى 2 / 131 و لسان الميزان ابن حجر 5 / 353 و دائرة المعارف اسلامى 2 / 819 ( 2 ) - الفرق بين الفرق فصل 7