عبد الحي حبيبى

67

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

بپوشيد درع سياوش رد * زره را گره بر كمربند زد « 1 » و از همين مقوله است كه در سنسكريت رتى RATI ربة النوع محبت و ستارهء زهره و عشق و دوستدارى را مىگفتند « 2 » در پنبتو ريشهء اين كلمه در اسم زنان ( راتو ) باقى مانده كه بمعنى محبوبهء روحانى و معشوقهء مينويست . در اسماء مردان ( راتگل ) از همين ريشه است رات - رت - رد يعنى سرور روحانى و محبوب + گل ، از ريشهء كلمه تاريخى كول و كهولا و كهول كه معنى مجموعى اين نام ( از خاندان سرور محبوب ) يا ( سرورزيى و بادارخيل ) است ، ولى برخى در تحت تمايلات تعرب ، اين نامها را معرب كرده راحتو و راحت گل گفته‌اند ، كه بدين سبب ريشهء قديم و اصالت تاريخى آن را گم كرده‌ايم . بنابرين تحليل لغوى گوئيم : كه رتپيل نام بسيار زيبا و پرمعناى داخلى افغانستان است ، بمعنى پرورندهء عشق و سرور مهرور ، يا پروردهء ربة النوع محبت ، يا پرورندهء رادان و خردمندان . تحقيق در اقوال مورخين اكثر مورخين خانوادهء رتبيلان را از بقاياى عناصر كوشا نويفتلى شمرده و آنها را با كابل شاهان خلط كرده‌اند . اما دلايلى موجود است ، كه رتبيلان زابلستان و رخج و سيستان را از كابل شاهان تمييز ميدهد . دليل مهم اينست كه تمام مورخين قديم عرب چنانچه گذشت ، ايشان را شاهان سيستان تا حدود غزنى شمرده‌اند نه شاهان كابل . ولى از خلال روايات مورخين توان دريافت كه بين اين دو خانوادهء شاهى قرابت و خويشاوندى بود ، و هيون تسنگ زاير چينى كه در هنگام بازگشت از طرف هند در ماه جون و جولائى 644 م ولايت فلنه ( بنو ) و او - پو - گين ( افغان ) و تسو - كو - چا ( زابل ) و كاپيسا و كابل را ديده بود ، وى قلمرو شاهى كاپيسا و كابل را بشمول لغمان و ننگرهار و گندهارا و پشاور تا تكسيلا

--> ( 1 ) - مزديسنا و تأثير آن در ادبيات فارسى 128 ( 2 ) - قاموس هندى ص 426 تاليف دئكن فوربس