عبد الحي حبيبى

63

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

اما مورخان عرب و عجم را چون در اولين مراحل فتوح اسلامى بعد از گشودن سيستان سروكارى با رتبيلان بود ، ازيشان فراوان ذكرها دارند ، كه ما لب لباب آن را درين فصل آورديم ، و قسمت وقايع را در فصول آينده بجاى خود ذكر خواهيم كرد . ضبطهاى مختلف نام رتبيل و اصل آن نام رتبيل در كتب عربى و فارسى به املاهاى مختلف ضبط و نقل شده ، و كاتبان كتب خطى آن را بانواع مختلف رتبل - رتپيل - رتبال - زنبيل - زنيل و حتى روسل و تلپل آورده‌اند و همين املاهاى عجيب و غريب بوده كه موجب سوء تفاهم محشى فاضل تاريخ سيستان و مجمل التواريخ مرحوم ملك الشعراء بهار خراسانى گرديده ، و اين كلمه را از ريشه ( زنده پيل ) فارسى پنداشت ، و اصل آن را زنتبيل يا زنبيل گفت « 1 » و برخى از نويسندگان ديگر هم همين نظر را پذيرفتند . راورتى محقق معروف افغان‌شناس انگليسى گويد : كه اين نام اصلا در هندى رتن پال بوده و تصحيف شده است « 2 » ولى مورخان عرب مانند بلاذرى و يعقوبى و طبرى و مسعودى اين كلمه را بالاتفاق رتبيل ضبط كرده ، و جمع آن را رتابله نگاشته‌اند ، كه قياس است بر جموع قياصره ، نمارده ، كياسره ، فراعنه ، تراكمه ، افاغنه كه اين وزن جمع مكسر در عربى همواره در مورد اسماى ملوك و ملل مستعمل بود . اين كلمه طوريكه مرحوم بهار حدس زده زنده پيل - زنتبيل نيست ، و براى اين مطلب چند دليل محكم ادبى و تاريخى موجود است : اولا : مسعودى مورخ دانشمند و جهانگرد عربى ، مكررا اين نام را رتبيل ضبط مىكند « 3 » در حالى كه همين مولف در همين كتاب كلمهء زندبيل را جداگانه استعمال مىكند « 4 »

--> ( 1 ) - حواشى تاريخ سيستان ص 91 و مجمل 422 ( 2 ) - يادداشتها بر افغانستان 63 ( 3 ) - رجوع به اقتباسات از مروج الذهب مسعودى در صفحات گذشته . ( 4 ) - مروج 3 / 16 و 5 / 302