عبد الحي حبيبى

746

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

خانان لويك بموجب اسناد موجوده اولين فرديست ازين خاندان شاهى كه در غزنه با فاتحان تازى مواجه آمده و دين اسلام را ظاهرا پذيرفته ، و بعد از ان بكيش اسلاف خويش ارتداد كرده است . از روى اسناديكه در مبحث دودمان لويكان ، در فصل اول نشان داديم ، چنين ظاهر مىشود ، كه در حدود 164 ه خانان لويك در غزنه بود ، و او پسر لويك و جوير ( هجوير ) حدود 100 ه 718 م است . چون لشكريان فاتح اسلامى بغزنه رسيدند ، اين خانان لويك از ترس فاتحان تازى ظاهرا بكيش اسلام درامد ، و مجسمه لويك يكى از اسلاف خود را در زمين بتخانه درب باميان غزنه دفن كرد ، و يكى از اعضاى خاندان او ( شايد پدرش ) پيش كابلشاه خنچل رفت . خنچل از طرف اين شاه پناهندهء غزنه يك بيت را به لسان خلجيه ( پنبتو ) به خانان غزنه فرستاد ، و آن اينست : په زمى گزنه ؟ ؟ ؟ شخيد لويك لويانو بويله لويا * كبنه تور به براغلوم بلوم ؟ ممله تيز يوپه ملا يعنى « لويك در زمين غزنه دفن شد ، و لويكان بزرگى خود را باختند . ولى من لشكر خود را برمىانگيزم . . . ؟ تو با تازيان همراهى مكن ! » . « 1 » اين نمونهء قديم پنبتوى قرن دوم هجرى در الفاظ و لهجه و افعال با پنبتوى كنونى ما تفاوت فراوان دارد ، اكثر كلمات آن اكنون مستعمل و زنده نيست ، ولى از روى اسناد قديم درى و پنبتو كلمات مذكور را شناخته مىتوانيم . مثلا زمى در ادب قديم درى هم بمعنى زمين است ، كه در پنبتوى كنونى زمكه گوييم . و گزنه هم شكل قديم غزنه است كه در سغدى و درى ريشه‌هاى آن موجود است بمعنى خزانه و گنج ، كه كنز عربى هم ازين ريشه معرب گرديده « 2 » و كبنه تور ( - كشترى بمعنى لشكر ) نيز از كلمات قديم پنبتو است ، كه ريشه‌هاى بسيار كهن آريايى دارد ، و اكنون

--> ( 1 ) - براى تفصيل اين موضوع رك : رساله لويكان غزنه تأليف عبد الحى حبيبى طبع كابل 134 و تاريخ ادبيات پنبتو 2 / 19 ببعد . ( 2 ) - جواليقى در المعرب من الكلام الاعجمى 136 طبع قاهره