عبد الحي حبيبى

747

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

از ميان رفته ، ولى در خير البيان پيرروشان ( حدود 950 ه 1543 م ) به شكل تور كبنس به همين معنى عسكر موجود است . اما بر اغلوم فعل مفرد متكلم از مصدر مرده بر اغلول است ، كه با برغلانيدن درى هم‌ريشه به نظر مىآيد ، ولى اكنون زنده نيست و دربارهء اين مطالب در جلد دوم تاريخ ادبيات پنبتو طبع كابل به اشباع سخن رانده‌ايم به آن رجوع شود . از آثار قديم ادبى زبان پنبتو تاكنون همين دو پارچه مربوط به قرن دوم اسلامى مكشوفست و تسلسل آن در قرن سوم و چهارم هجرى نيز موجود است كه بجاى خود در مجلدات آيندهء اين كتاب از ان سخن خواهد رفت . اكنون ميرويم به آثار باقيهء زبان درى در افغانستان : چند اثر كهن از زبان درى : گفتيم كه زبان درى هم مانند پنبتو در بلاد كوهساران افغانستان از غرب پامير و واخان تا مرو و سرخس و طوس و نشاپور از اوايل قرون مسيحى مقارن با پنبتو و پهلوى وجود داشت . مورخان دورهء اسلامى زبان درى را از فارسى و پهلوى همواره جدا دانسته‌اند ، از انجمله عبد اللّه بن مقفع ، زبانهاى آنوقت را پهلوى - درى - فارسى - خوزى - سريانى مىشمارد ، كه پهلوى در اصفهان و رى و همدان و آذربايجان گفته مىشد . و درى كه منسوب به در يعنى زبان دربار بود ، لغت اهل خراسان و مشرق و اهل بنخ شمرده مىشد ، و به فارسى اهل فارس تكلم ميكردند « 1 » ، كه همين مطلب را حمزه اصفهانى در كتاب التنبيه هم آورده و گويد كه پهلوى در هفت شهر همدان - ماسبذان - قم - ماه بصره - صميره - ماه كوفه و كرمانشاهان است ، و شهرهاى رى و اصفهان و طبرستان و خراسان و سيستان و كرمان و مكران و قزوين و ديلم و طالقان از شهرهاى پهلويان نيست . اما لغت فارسى زبان مردم فارس است ( يعنى لهجهء خاص پارس )

--> ( 1 ) - الفهرست 19