عبد الحي حبيبى
745
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )
اين پارچه شعر حماسى از نظر الفاظ و كلمات و تراكيب و وزن شعرى بسيار سره و نياميخته با الفاظ السنهء ديگر است ، و برخى از كلمات آن اكنون زنده و مستعمل نيست و مشتقاتى در ان موجود است كه اكنون در زبان پنبتو مورد استعمال قرار نميگيرد . مثلا پلن از پل ( قدم ) كه اكنون بجاى آن پلئ گوييم يعنى پياده . يا زرن ( دلير ) كه از ماده زره ( دل ) ساخته شده و اكنون بجاى آن زرهور مستعمل است : همچنين افعال يونم ( از ماده يون - رفتار ) و يرغالم ( از مادهء يرغل - هجوم ) يا برغالم ( از مادهء برغلانيدن درى و برغالل پنبتو ) اكنون در زبان و محاوره حتى نوشته موجود نيست . در حالى كه يون و يرغل در ادبيات دورهء متوسطه پنبتو ديده مىشود . از پهلوى معنى نيز اين قطعهء شعرى و حماسى ، در كمال متانت و علو احساس است ، كه قدرت و مقام اخلاقى شاعر از ان پديدار و نمايندهء احساسات مردم دوستى و افتخار به مزاياى اخلاقى و مواريث و سجاياى ملى است . از پختگى بيان و متانت الفاظ و انسجام ادبى و علو تخيل و حماست گويندهء اين شعر ظاهر است كه زبان پنبتو قبل ازين دوره مراتب طفولت و ناپختگى خود را طى كرده و بعد از قرنها پرورش و زندگى ادبى به اين مرتبت نضج و كمال رسيده است . پارچهء دومى كه مربوط به اين زمان و قرن دو هم هجريست ، به دودمان لويكان - لاويكان غزنه تعلق دارد ، كه ما در فصل نخستين اين كتاب در نمبر اول دودمانهاى قديم شاهى به تفصيل ازيشان گفتگو كرديم و گفتيم كه از قرن دوم مسيحى ، آثار و شواهد وجود ايشان در تاريخ افغانستان به نظر مىآيد ، و ريشهء اشتقاق نام اين خاندان نيز از لوى بمعنى سرور و سردار و بزرگ پنبتو است . در همين مبحث باستناد كتبى كه درين باره معلومات ميدهد ، و يك بيتى كه بلسان خلجيه ( پنبتو ) بدست آمده ، باشباع و تفصيل وارد شدهايم ، و از روى آن ميدانيم ، كه در عصر المهدى خليفه عباسى و حدود 164 ه 780 م خنچل كابلشاه در كابل بر تخت شاهى نشسته بود ، و در غزنه و گرديز پادشاهى از دودمان لويكان بنام خانان يا خاقان حكم ميراند