عبد الحي حبيبى

58

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

كشتن رتبيل را چنين ياد كرد : به لتام آمد رتبيل ولتى خورد به لنگ * لتره شد لشكر رتبيل و هبا گشت كنام « 1 » در سنه 255 ه پسر رتبيل كبر بود ( شايد گبر يا گير ) و به قلعهء بست محبوس بود ، فرصت يافت و بگريخت و سپاهى بزرگ جمع كرد ، و به رخد شد ، و رخد بگرفت ، و يعقوب به دفع او در ذيحجه همين سال برآمد ، و پسر رتبيل از رخد به كابل گريخت ، و يعقوب بعد از تاخت و تاز بر خلج و تركان ( غلجى و تره كى ) در شوال 256 ه به سيستان آمد . « 2 » دو سال بعد در ربيع الاول 258 ه باز يعقوب به سركوبى پسر رتبيل بزابلستان رفت و پسر رتبيل به قلعه ناى لامان ( در اجرستان كنونى غرب غزنى ) برشد ، و حصار گرفت و او را فرود آورد و بند برنهاد . « 3 » در تاريخ سيستان همين مطالب دربارهء رتبيل ذكر شده كه ما نتايج مهمى را از ان بدست خواهيم آورد . در مجمل : در مجمل التواريخ كه مولف مجهولى آن را در 520 ه نوشته دو بار ذكر رتبيل آمده يكى در عصر حضرت عمر در سال 23 ه در شرح فتح مكران گويد : كه مكرانيان به ملك سند استعانت كردند كه آن را رتبيل خوانند و او بحرب مسلمانان آمد و رتبيل كشته شد . و باز در شرح احوال عبد الله بن ابى بكره نويسد كه وى به سيستان با رتبيل حرب كرد ، و سيستان كشاده شد ( بين 76 و 83 ه ) « 4 » گرديزى :

--> ( 1 ) - تاريخ سيستان 208 / 210 درين بيت لتام نام محلى خواهد بود ؟ ولتره بمعنى پاره پاره ولت بمعنى ضرب و گرز و كنام آرامگاه است . ( 2 ) - تاريخ سيستان 215 ( 3 ) - تاريخ سيستان 216 ( 4 ) - مجمل التواريخ و القصص ص 279 / 304 طبع طهران 1318