عبد الحي حبيبى
56
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )
نوشته شده ، مطالب مهمى دربارهء رتبيلان موجود است ، كه ما در قسمت وقايع هر مطلبى را بجاى خود نقل خواهيم كرد ، ولى چون مولف تاريخ سيستان مطلعترين شخصى است به وقايع و احوال رجال و ناموران اين سرزمين . بنابران درينجا مطالب تاريخ سيستان دربارهء رتبيلان اختصار مىشود : اندر سنه 47 ه ربيع الحارثى به بست و رخد و آن ناحيت شد و آن رتبيل « 1 » . . . كه رفته بود با او حرب كرد ، و رتبيل بهزيمت از پيش او برفت و به زمين هندوان شد « 2 » اندر سنه 51 ه عبيد اللّه ابى بكره بسيستان آمد ، پس به سيستان يكچند ببود و برفت به بست و رخد و كابل شد ، و با رتبيل حرب كرد ، و آخر صلح كرد با دو هزار هزار درم « 3 » و رتبيل نزديك او آمد ، و با او به سيستان آمد ، و ازينجا رتبيل را از پس آن ببصره فرستاد نزديك زياد بفرمان زياد . كه زياد خواست كه او را بيند ، چون آنجا رسيد او را بنواخت ، و خلعت داد و بازگردانيد سوى عبيد بن ابى بكره . و او را خبرهاء بسيارست اندر جود و سخا و شجاعت . اما ما اين كتاب بروجه اختصار قصد كردهايم ، كه ممكن نگردد كه آنچه اندرين شهر بزگوار بودست بروزگار او ، آن بعمرهاء دراز گفته آيد « 4 » بعد از سنه 64 عبد العزيز بن عبد اللّه بن عامر بن كريز به سيستان آمد ، و خبر بست و كابل كردند كه ايشان سر بتافتهاند ، به راه بيابان برفت ، رتبيل لشكرى از تركان فراهم كرده بود ، حربى صعب بكردند ، چنانچه مسلمانان فروماندند و خواستند كه بگريزند از قوت دشمنان و شوكت ايشان ، عمر بن شان العارى مردى معروف بود ، با عبد العزيز يك جا بود ، حمله كرد و رتبيل هزيمت شد . « 5 » پس ازين از حرب رتبيل دربست در سنه 74 ه « 6 » و باز نبردهاى وى با عبيد اللّه بن
--> ( 1 ) - مرحوم ملك الشعراء بهار ناشر و مصحح تاريخ سيستان اين كلمه را زنتبيل خوانده كه در آخر اين مبحث شرح داده خواهد شد . ( 2 ) - تاريخ سيستان 91 طبع تهران 1314 ش ( 3 ) - دو ميلون ( 4 ) - تاريخ سيستان 94 ( 5 ) - تاريخ سيستان 106 ( 6 ) - تاريخ سيستان 108