عبد الحي حبيبى
692
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )
چچ هزاره كنار شرقى درياى سند باقى مانده است . ويهند نزد جغرافيانگاران ما بعد نيز شهرت داشت ، چنانچه رشيد الدين وزير آن را ذكر كرده و گويد : مغولان اين شهر را « قرهجنگ » گفتندى ، و شريف ادريسى كه معلومات جغرافى را از مولفان سابق فراهم آورده در سنه ( 549 ه 1154 م ) گويد : كه پايتخت قندهار ( گندهارا ) شهرى بزرگست و پر نفوس ، كه مردم آن ريشهاى درازى دارند و بدان مشهوراند ، رويهاى گرد و لباس تركانه دارند ، گندم و برنج و غلهجات و گوسپند و گاو در ان فراوانست . ساكنان ويهند گوسپندان مرده را ميخورند ، ولى از خوردن گوشت گاو محترزاند ، و با شاه كابل جنگ كنند . « 1 » ويهند با اين شهرت گذرگاه درياى سند به طرف پنجاب بود ، و چون راه اتك بعد از چنگيز ساخته شد ، از اهميت ويهند متدرجا كاست ، و نصف آن را درياى سند برد ، چنانچه از ريگهاى كنارهاى سند زرشويان همواره مسكوكات قديم مىيابند ، كه بر وسعت شهر ويهند دلالت دارد « 2 » و بقاياى ديوارها و با روى قديم شهر ، تاكنون در بين بناهاى جديد قريهء هند باقيست ، و اين همان شهر است كه مورخان اسكندر و ديگران آن را باب الهند شمردهاند ، و شعاع محيط شهر قديم آن تا دو ميل ميرسيد ، و محيط ديوار آن 1400 گز است ، و بر ميانهء هر ضلع مربع آن يك دروازه دارد ، كه جمله چهار در شود ، و دروازهء جنوبى آن به كلى ناپديد است ، در حالى كه آثار و علايم درهاى ثلاثه ديگر مشهود است و در ديوارهاى حصار و بنيادهاى آن مصالح ساختمانى قديم ديده مىشود ، و دروازها از آجرهاى كوچك بنا شده ، و بقيهء ديوار به حالت ويران موجود است . « 3 » در سنه 1894 م از ديوار يك چاهى در هند سنگى را به قطع 16 * 25 انچ يافتند كه اكنون در موزهء پشاور موجود است ، و بر ان نوشتهيى به زبان عربى ديده مىشود كه شهرت و آبادانى ويهند را در عصور ما بعد اسلامى شهادت ميدهد ، و اين كتيبه را
--> ( 1 ) - نزهة المشتاق ( قسمت هند ) 71 ( 2 ) - كننگهم در جغرافياى قديم 51 ببعد ( 3 ) - راپور باستانشناسى هند 68 بابت 1924 م