عبد الحي حبيبى

635

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

تلفظ ميكردند ، مثلا در يك عصر و يك دربار منوچهرى دامغانى آن را به فتحه ما قبل آخر در قافيت ( ببد ) آورده ، ولى فرخى آن را به كسرهء باء در قافيت ( واجدى ) گنجانيده است . منوچهرى راست : بفال نيك بروز مبارك شنبد ؟ ؟ ؟ * نبيد گير و مده روزگار خويش ببد اما فرخى گويد : رادى را تو اول و آخرى * حرى را تو واضع و واجدى تو به همه جهان به پيشى و نام * همچو ز جمع روزها شنيدى اين كلمه در ارمنى شاپات ، و در فارسى شيرازى SHAMBED و در گيلكى SHAMBA « 1 » و در درى كابلى SHAMBE و در پنبتو نيز شمبى به ياى مجهول باقى مانده است . كه ايام هفته را از اوايل عصر اسلامى شنبه ، يكشنبه ، دوشنبه ، سه‌شنبه ، چهارشنبه ، پنجشنبه شمرده‌اند ، و روز ديگر را گاهى به همان نام عربى جمعه و گاهى آدينه گفتند ، و اين نامهاى روزها در هنگاميكه سامانيان بلخى دست به پرورش زبان درى بردند ، رواج تمام داشت . چنانچه ابو على محمد بلعمى وزير دانشمند خراسان در سال 352 ه 963 م هنگام ترجمه و تلخيص تاريخ طبرى اين نامهاى روزها و كلمهء آدينه را بجاى جمعه مكرر آورده است . « 2 » و چنانچه فرهنگ‌نويسان گويند ، كلمهء آدينه را از آذين بمعنى زينت و آرايش گرفته‌اند . زيرا جمعه روز آرايش ظاهر مسلمانان است . « 3 » كه در عربى هم آن را يوم الزينه ميگفتند . « 4 » مخفى نماند كه اين نامهاى ايام هفته در زبان سغدى نيز رواج يافته بود ، و در اسناد مانوى كه در تورفان بدست آمده و بعضى از ان دربارهء روزه‌هاى مانويست ، نامهاى اين روزها عينا به ترتيب مروج امروزه مذكور است ، ولى درين اسناد تلفظ كلمه شنبه

--> ( 1 ) - حواشى برهان 1300 ( 2 ) - تاريخ بلعمى 1 ، 32 ببعد طبع تهران 1341 ش ( 3 ) - غياث اللغه 11 بحوالت شرح عربى گلستان از سرورى . ( 4 ) - فرهنگ ناصرى