عبد الحي حبيبى
610
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )
و متهوراند . « 1 » اما مردم ننگرهار اوضاع ساده و شريفانه و مزاج گرم و حوصلهناك دارند ، و كمتر پس جمع ثروت ميگردند . « 2 » اما مزاج مردم گندهارا ترسو و نرمست و ادبيات را دوست دارند . « 3 » و مردم اوديانه شمال پشاور ملايم و داراى نزاكت طبع و قدرى مكارند ، علم را دوست دارند ولى عمل نميكنند « 4 » اما مردم بلورستان اخلاق خشن و درشت دارند ، آداب و تهذيب و عدالت را ندانند . « 5 » هيون تسنگ دربارهء مردم سرزمين غربى افغانستان كه بدانجا نرفته مينويسد : كه طبيعت تند و محركى دارند ، آداب معاشرت و عدالت ندانند ، و فنون نفيسه را دوست دارند ، ولى به علم توجهى نكند . « 6 » و مردم غزنه و هو - سا - لو ( غالبا هزاره ) خوشدل و محرك و زرنگاند ، كه دانش و فنون نفيسه را دوست و گفتارى سحرانگيز ، ولى بدون مطالب جدى دارند . « 7 » اما مردم اندراب تندخوى و لاقيد و نافهم و بىعلماند . در حالى كه مردم قندوز ساده و راست و چالاك و فعال بوده و اهالى كشم تند مزاج و عصبى و مردم شغنان و بدخشان و تخار عجول و تند و بيباك اند ، و گاهى هم قتل و غارت نمايند . « 8 » هيون تسنگ وضع زندگى اكثر مردم را مانند كوچيان اين زمان در سياه خيمه ( غژدى ) ميداند ، كه البسهء نمدى و پشمى پوشيده و داراى گلههاى مواشىاند ، و ازين برمىآيد ، كه در كوهساران و درههاى هندوكش و واديهاى شمالى آن ، مردم
--> ( 1 ) - سى - يو - كى كتاب دوم 144 ( 2 ) - همين كتاب 145 ( 3 ) - همين كتاب 150 ( 4 ) - همين كتاب 167 ( 5 ) - همين كتاب 178 ( 6 ) - همين كتاب 465 ( 7 ) - همين كتاب 470 ( 8 ) - همين كتاب 472 ببعد